عبد الله قطب بن محيى
304
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
او را زير بال خود گيرد و با خودش ببرد ، اگر ضيف آنجا نباشد ضيفن آنجا باشد كه چون پادشاه كسى را دعوت كند اصحاب او را نيز با او به مجلس راه دهند آرى : هركه شد در ظل صاحب دولتى * هرگزش در راه نبود خجلتى و اين مقام سالكان صادق است چنانچه اول ، مقام مجذوبان محقق است و جز اين دو فريق محرومانند . إِنَّ فِي ذلِكَ لَذِكْرى لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ « 1 » اشارت به فريق اول است أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهِيدٌ « 2 » اشارت به فريق دوم ، اهل ذكر اين دو گروهاند « و ليس وراء عبّادان قرية » . هان ! يا صاحب دل باش يا خاك صاحبدلى شو ، كه جز اين دو كار ، كارى نيست . آتش طلب در كانون جان برافروز كه اگرچه آن آتشى معنوى است حق عزّ و جلّ معانى را در صور نهاده آتش طلب در آتش شباب نهاده ، هركس كه در جوانى كه وقت هيجان قوا و غلبهء حرارت است سوداى اين طلب در سرش نيفتاد ، در برودت پيرى كه قوا از پاى درآيد و موى سپيد از سر برآيد كى كارى خواهى كرد ؟ ! هان ! درياب كه « الوقت سيف و الفوت حيف و الفرصة تمرّ مرّ السّحاب » . هان ! درياب قبل انغلاق الباب . انّه الكريم الوهّاب الغفور التّوّاب و السلام . * * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم مكتوب 124 - [ حال دلى كه تذكره از وى منقطع شود ] من عبد اللّه قطب الى وليّى فى اللّه الاخ الالهى مولانا مجد الدّين سلام اللّه تولّيه اللّه تعالى بما تولّى به عباده الصّالحين . اما بعد ، دل كه تذكره از وى منقطع شد ، همچون درختى است كه آب از آن باز
--> ( 1 و 2 ) . سوره ق ، آيه 37 « قطعا در اين [ عقوبتها ] براى هر صاحبدل كه خود به گواهى ايستد عبرتى است » .