عبد الله قطب بن محيى

303

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

كبريايى خدا در دل ايشان ، و خداى عزّ و جلّ از اسرار آفرينش و حقايق حكمت‌هاى خويش بر ايشان چيزى چند روشن گرداند كه ديگر ساكنان ارض ندانند و ايشان صاحب خطاب و تحديث غيب باشند ، چنانچه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله خبر داد كه در امّت‌هاى پيشين محدّثان مىبوده‌اند ( به فتح الدال ) . بايد كه وليّم ايده اللّه پيوسته مشتاق اين مقام باشد ، و براى آن دلش سوزان و جگرش گدازان ، بىقرار و آرام تا اگر از اين مقامات چيزى براى او مكتوب باشد ، به حرارت طلب و حدّت جدّ او حجابى كه حايل است ميان او و آن از راه برخيزد ، كه مثل چنين كسان مثل ماهيى است كه حكايت مىكنند كه در بعضى بحار مىباشد كه چون ( به سبب ) جزر دريا به خشكى افتاد ، شش ساعت بر خود مىطپد ، از فرط اضطراب پوست از او جدا مىشود ، چون پوست از او جدا شد در زيرپوست او را دو بال هست آن بال‌ها برمىگشايد و پرواز مىكند به سوى دريا . و آن ماهى را حق عزّ و جلّ نمودار حال مجذوبان حضرت آفريده ، چه امر ايشان به عينه چنين است كه در زير بشرهء بشريت ، ايشان را جناح ملكوتى ربانى هست كه چون در مقام قلق و اشتياق كار به جان و كارد به استخوان رسد ، آن پوست بر ايشان شكافته مىشود و آن جناح ملكوتى برمىگشايند و خطاب يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً « 1 » را امتثال نموده به آنجا كه از آن آمده بودند پرواز مىكنند . طاير گلشن قدسم نيم از عالم خاك * چند روزيست كه افتاده در اين دام تنم و اگر چيزى از آن براى او مكتوب نيست چون جوياى مقامات مقربين است محب ايشان است « و المرء مع من احبّ » اگر به بال خود نتواند پرواز كرد ، صاحب‌دلى

--> ( 1 ) . سوره فجر ، آيه‌هاى 28 و 27 « اى نفس مطمئنه ، خشنود و خداپسند ، به سوى پروردگارت بازگرد » .