عبد الله قطب بن محيى

285

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

قبيل پادشاه ، امير و وزير دانند - و خدمت چنان پادشاه كردن به گردن نتوانند گرفت و از جستن چنان پادشاهى نيز براى خود عار دارند و چون حال پادشاهى چنين است تا به ديگر مناصب و مراتب دنيوى چه رسد . اگر تمامت عالم ايشان را سجده كنند ، به تملّق زبان بگشايند ، آن كلمات را چون كلمات لعبتان لعاب شنوند و ايشان را و تملّق ايشان را وزن پر پشه‌اى ننهند ، نه [ اينكه ] رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فرمود « لو كانت الدّنيا تزن عند اللّه جناح بعوضة ما سقى كافرا منها شربة ماء » چون خداى عزّ و جلّ دنيا را وزن پر پشه‌اى نمىنهد فى نفسه او را وزن پر پشه‌اى نخواهد بود ، براى آنكه علم خداى عزّ و جلّ بامر « على ما هو فى نفسه » متعلّق گردد و چون دنيا را فى نفسه وزن پر پشه نيست ، نزد هر عالم بايد كه چنين بنمايد و هركس كه آن او ( را ) نه چنين نمايد جاهل باشد . اى وليّم ! خداى عزّ و جلّ هركس را براى پيشه‌اى آفريده و او را همتى و وجودى داده در خور آن پيشه ، نه بيش از آن و نه كم از آن ، براى آنكه هستى بر عدل و استوا واقع است ، فضل در آن نيست و نقص در آن نيست ، آنان را كه براى دنيا آفريده همتى داده در خور دنيا كه الْخَبِيثاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَ الْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثاتِ « 1 » و آنان را كه براى عبادت خداوند دنيا و آخرت آفريده همتى داده در خور اين كار كه وَ الطَّيِّباتُ لِلطَّيِّبِينَ وَ الطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّباتِ « 2 » نه اين‌ها را سر به دنيا فرود آيد و نه آن‌ها را همت به ذروهء عبادت مرتقى گردد قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُناسٍ مَشْرَبَهُمْ « 3 » و آنچه فرموده وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ « 4 » و در حديث آمده كه « كلّ مولد يولد على الفطرة » حكايت تمكينى است عام كه ساتر فعل خاص شد تا افعال عباد محمول بر فعل خاص حق نگردد كه استحقاق

--> ( 1 ) . سوره نور ، آيه 26 « زنان پليد براى مردان پليدند و مردان پليد براى زنان پليد » . ( 2 ) . سوره نور ، آيه 26 « و زنان پاك براى مردان پاكند و مردان پاك براى زنان پاك » . ( 3 ) . سوره بقره ، آيه 60 « هركس آبشخور خود را مىدانست » . ( 4 ) . سوره ذاريات ، آيه 56 « و جن و انس را نيافريدم جز براى آنكه مرا بپرستند » .