عبد الله قطب بن محيى

279

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

الولد محمد الاعزّ الامجد الاسعد المولى الشيخ محيى الدين محمد . آدمى ذاتى محض است ساذج قابل همه معانى ، ادمان نظر در هرچه كرد رنگ آن مىگيرد و هر معنى كه در جهان هست جوياى نظر آدمى است و خواهان آنكه آدمى را خواهان خود سازد ، براى آنكه معانى همه صامت‌اند نطق ايشان انسان است هرآينه تمامت عالم همچون عروسان خود را برآرايند و بهتر و خوب‌تر آنچه بر آن قادر باشند از زيور و زينت بر خود راست كنند و خود را بر آدمى جلوه دهند تا باشد كه او را رغبت ايشان افتد . امّا معانى در ذات خويش بر دو گونه است : « معانى كليه باقيه » و « معانى جزئيه فانيه » ، اگر معانى كليه باقيه بر آدمى آراسته آيد و ميل و رغبتش به سوى آن افتد ، بشاشت بقا مخالط وجود او گردد و باطنش منوّر گردد و چهره‌اش برافروزد و به عليّين برآيد و به صالحين الحاق يابد « هو الذى » حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمانَ وَ زَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ « 1 » وصف حال چنين كسان باشد ، و اگر معانى جزئيه فانيه بر او آراسته گردد ، به مقتضى كَذلِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ « 2 » ظلمت فنا مخالط ذات او شود و باطنش مكدّر و چهره‌اش اغبر گردد و به سافلين فرود آيد و قرين شياطين گردد ، و معانى فانيه هر معنىاى است كه چون زمان بگذرد آن معنى با او بگذرد ، همچون بزرگى ابناى روزگار و ثروت ارباب اموال ، و معانى باقيه آنچه به گردش روزگار نگردد ، همچون بزرگى خداى عزّ و جلّ و غناى او و ملك و پادشاهى او . سالكان روز به نظر در آيات خداى و تأمل در عجايب تصاريف صنع او گذرانند و شب به مناجات با او و اداى حق عبادت او و سجود و خضوع در حضرت او اشتغال نمايند ، روز ايشان و شب ايشان به ياد خداى و ذكر صفات و اسماء او گذرد ، هرآينه

--> ( 1 ) . سوره حجرات ، آيه 7 « [ اوست كه ] ايمان را براى شما دوست‌داشتنى گردانيد و آن را در دل‌هاى شما بياراست » . ( 2 ) . سوره انعام ، آيه 108 « اين‌گونه براى هر امتى كردارشان را آراستيم » .