عبد الله قطب بن محيى

266

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

خارج شده‌اند و شرب ايشان از وراء مقسم است : چون شرب بود وراء مقسم * موقوف نه ميوه‌شان به موسم وصليست كه قطع آن محال است * گر هست وصال اين وصال است بيرون ز لغات اين جهانى * آنجا است زبان بىزبانى در پردهء صوت ما نگنجد * آن لفظ در اين هجا نگنجد نه حرف و نه صوت ميسر آيند * بىحجله عروس مىنمايند مستقيمان چون به مقام عنديت رسيده‌اند ، هرآينه احكام تلوين از ايشان برخاسته باشد ، « انّ ربّكم ليس عنده ليل و لا نهار نور العرش من وجهه » ؛ درون دل ايشان به نور خداى روشن است و نور خداى به ظلمت منسوخ نگردد و بر هركس كه سايه انداخت سايه از وى بازنگيرد ، براى آنكه كريم دادهء خود بازنستاند ، آنچه منوط به استعداد محل باشد ، چون استعداد بگردد بگردد ، كما قال سبحانه إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ « 1 » اما آنچه منوط به محض فضل و عطاى خدا باشد ، به هيچ حال نگردد وَ اللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ . « 2 » و الختم بالصّلاة على محمّد و آله . * * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم مكتوب 104 - [ اسرافيل ، ميكائيل ، جبريل و عزرائيل ] ( من عبد اللّه قطب ) اما بعد ، خداى را عزّ و جلّ ، چهار فرشتهء بزرگوار هست ، كه كار آدمى و جهان به ايشان راست مىشود ، به اذن خداى عزّ و جلّ ، يكى اسرافيل است و كار او دميدن روح است در جسد ، چون مادّه‌اى كه آدمى و جانور از آن آفريده مىشود در اطوار خلقت تقلّب يابد از غذا به نطفه و از نطفه به علقه و از علقه به مضغه و اعضا و اركان بر او

--> ( 1 ) . سوره رعد ، آيه 11 « در حقيقت خدا حال قومى را تغيير نمىدهد تا آنان حال خود را تغيير دهند » . ( 2 ) . سوره بقره ، آيه 213 « و خدا هركه را بخواهد به راه راست هدايت مىكند » .