عبد الله قطب بن محيى

253

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

مستعدّ همه چيز است ، هرچه بورزد دست به او دهد و بر او آسان گردد . و از جمله بيّنات حكمت كه مسهل سلوك اين سبيل است و « الحكم جنود اللّه فى الارض يروح بها قلوب المريدين و يقوى بها ابدان الصديقين » آن است كه بداند كه اشتغال به مصالح جهان عن اصله نه چيزى ضرورى است فى قوام البدن ، چه آدمى بعد از ولادت در حضانت همان كس است كه عند كونه نطفة و جنينا در حضانت او بود و آن دست كه به آن دست و پاى و چشم و گوش بر او راست مىكردند ، از او برنداشته‌اند ، چه شباب و كهولت و شيخوخت از همه اطور خلقت هست ، از قبيل نطفيت و علقيّت و مضغيت ، كما قال سبحانه : هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ يُخْرِجُكُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ ثُمَّ لِتَكُونُوا شُيُوخاً « 1 » و چنانچه تطوّر در آن اطوار بىميانجيگرى اين كس دست مىداد كه ما أَشْهَدْتُهُمْ خَلْقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لا خَلْقَ أَنْفُسِهِمْ « 2 » و هرچه در بايست آن بود ، موجود مىشد ، تطور در اين اطوار نيز فيمن قدر له ذلك به ميانجىگرى او از آن حيثيت كه ميانجىگرى او است حاجت ندارد گو ازآنجاكه او است آرميده باش كه قدر حكم خويش مىراند : كارى ندارد اين جهان تا چند گِل‌كارى كنم * حاجت ندارد يار من تا كه منش يارى كنم و چون اشتغال به مصالح جهان عن اصله نه چيزى است ضرورى در قوام بدن . بلكه توسعه‌اى است الهى جهت تنفيس كرب ارواح به دخول در فضاى فعل و استنشاق روايح ازهار اختيار ، هرآينه تعمّق در اين باب بعيد است از اعتدال ، مانند كسى كه مدام در گشت و طوف بساتين و تتبع مواضع تنزّه باشد ؛ و سلوك اين سبيل

--> ( 1 ) . سوره غافر ، آيه 67 « او همان كسى است كه شما را از خاكى آفريد ، سپس از نطفه‌اى ، آن‌گاه از علقه‌اى و بعد شما را [ به صورت ] كودكى برمىآورد تا به كمال قوت خود برسيد و تا سالمند شويد » . ( 2 ) . سوره كهف ، آيه 51 « [ من ] آنان را نه در آفرينش آسمان‌ها و زمين به شهادت طلبيدم و نه در آفرينش خودشان » .