عبد الله قطب بن محيى
254
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
مثمر غلبه لطافت است و غلبه لطافت محرق است و شخص را ناچيز سازد و اختلال به احوال او راه يابد ، پس وظيفهء خردمند معتدل القوى آن است كه تعمّق در تسبّب نكند و طريقهء توكل مسلوك دارد و شخص متوكل به غايت بر او آسان باشد كه در اثناى هر كار كه باشد دست از آن بدارد و به ياد خداى عزّ و جلّ مشغول شود ، چه او قطعا امر خود را موقوف به آن كار نمىداند و دخول در آن كار [ را ] ترخّصى و توسّعى مىداند و چيزى كه بر سبيل ترخص و توسّع كنند ، چنان غالب نيايد كه شخص خود را از آن بازنتواندگرفت . حاصل الكلام آنكه ملكهاى كه گفتيم كه مىخواهيم كسب كنند كه نام آن نزد سالكين نفى الخاطر و دفع الوساوس است و آن را ام شرائط سلوك مىدانند ، انبعاث آن از سرچشمهء توكل است و استنتاج توكل از مقدّمتين عقل و فكر است ، يعنى هر كس كه او را ذكاى فطرى باشد و استعمال آن ذكا در تعريف حقايق امور كند ، دليل توكل بر او اظهر من الذكاء است ، چه توكل لازم اذعان است به آنكه عالم فروگذاشته و بىخداوند نيست و هر ذرّه ذرّه از موجودات دليل اين حديث و راهنماى به اين معنى است وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ « 1 » و از اين بيان ظاهر شد كه توكل تابع حليهء ايمان است و لهذا فرمود : وَ عَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ . « 2 » اللّه سبحانه اخوان ما را تسلّق بر شجرهء طيبهء ايمان و اجتناى ثمرهء مباركهء توكل و وجدان ذوق فراغت دل براى ذكر و عبادت كه اثر آن ثمرهء مباركه است ميسر گرداناد « انه ولى ذلك و هو حسبنا و نعم الوكيل » . اگر كسى گويد : اشتغال به مصالح جهان اعنى اكتساب ما به قوام الابدان دينى است مشروع و سنتى موضوع ، چگونه آن را امرى غير لازم شمردى ؟
--> ( 1 ) . سوره اسراء ، آيه 44 « و هيچچيز نيست مگر اينكه در حال ستايش ، تسبيح او مىگويد » . ( 2 ) . سوره مائده ، آيه 23 « و اگر مؤمنيد به خدا توكل كنيد » .