عبد الله قطب بن محيى
21
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
اسكان آنها را به مرحلهء عمل درآورد . اين محل در چهار فرسنگى شمال شرقى جهرم در نظر گرفته شد و خود او اين مكان را « اخوانآباد » ناميد و خبر مهاجرت جمعى از يارانش را به اخوانآباد ، با اين عبارت به دشمنانش اعلام نمود : « اى جماعت فساق ! شما را مژده كه زود است كه اخوان به اخوانآباد مىروند و هفته ، هفته بلكه ماه ، ماه روى شما نمىبينند ، چرا كه چنين معلوم مىشود كه نماز جمعه آنجا فرض نيست ، با آنكه اميد از آن بريده نيست كه آنجا چندان كسى بازديده شوند كه نماز جمعه توان گزارد . آنگاه شهر براى شما خالى مىشود ، از آن پس از شما كه به چنگ و چغانه و دف و ترانه شراب مستانه خوريد و پردهء شريعت هرچند توانيد دريد ، از چنگ ما رهيديد ، اما از چنگ خداى عزّ و جلّ رهايى نداريد ، مگر توبه كنيد و بازگرديد » . « 1 » به رغم فشارها و تهديدها ، قطب از انجام مقصود بازنايستاد ، در حالى كه در شيراز اقامت داشت ، با بهرهگيرى از نفوذ و قدرت معنوى و مادى خود ، يارانش را براى ساختن خانه و كاشانه در محل جديد حمايت مىكرد . در همان حال به شيوهء خاصى از طريق ارسال نامههاى متعدد به « اخوانآباد » ، يارانش را راهبرى مىنمود . شواهد نشان مىدهد كه طرح قطب و يارانش ، با همهء موانع و مشكلات ، با موفقيت تمام به اجرا در آمد و در نيمهء دوم قرن نهم هجرى ، فارس شاهد تولد يك مجتمع شهرى جديد بود كه ساكنان آن را افرادى متمكن و مؤمن به اعتقادات خود تشكيل مىداد . شيخ عبد اللّه قطب ابن محيى يكى از معدود رهبران فكرى و دينى است كه با روش مخصوص به خود و از طريق نگارش انبوه مكاتبات اخلاقى - علمى ، به رهبرى و ادارهء اجتماع اقدام نموده است . و از سوى ديگر مبلغين او در نواحى مختلف فارس و سواحل خليج فارس ، پراكنده مىشدند و به تبليغ ايدههاى رهبر خود مىپرداختند .
--> ( 1 ) . نقل از همين كتاب ، نامهء شمارهء 349 ، ص 733 .