عبد الله قطب بن محيى

201

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

حجّت آرايى كه شأن مردم مستغنى است در وى نماند ، و سادگى و سرعت انقياد و ترك افراط در بحث و كاوكاو كه لازم حال نيازمندان است در وى بازديد گردد ، خداى عزّ و جلّ دل وى را به حقيقت امر مهتدى سازد و به حق يقين برساند ؛ قال اللّه تعالى : وَ مَنْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ . « 1 » آخر نگفته‌اند : « الغريق يتشبث بكل حشيش » حال آدمى از حال غريق كمتر است ، يا سخنان انبيا از حشيش ضعيف‌تر ؟ لا و اللّه ، نه حال او در بدبختى از حال غريق كمتر است و نه سخنان انبيا از حشيش ضعيف‌تر ، اگر كسى غرق باشد در دريا و كسى از ساحل گويد : دست به من ده تا تو را خلاص كنم ، [ آيا ] هيچ حجت از وى طلبد كه از تو اين كار مىآيد و خواهى كرد ؟ حال خلايق با پيغمبران چنين است ؛ و اللّه يهدى من يشاء . * * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم مكتوب 73 - [ اين چند روزك را درياب و به اين ايام قليل ، آخرت نيز به چنگ آر ] ( من عبد اللّه قطب ) حضرت شهرياريهء قطبيه متوفى شد « اعظم اللّه اجركم و غفر لميّتكم » اما دريغ كه نه حضرت ماند و نه شهرياريه ؛ اموال و اسباب به ورثه بازگذاشت ، و خود روى به روى كردار خويش كرد . اگر كردارش نيكو است ، به ديدار آن شاد است و اگر كردارش زشت است ، به ديدار آن در محنت و عذاب ، حساب او اكنون با كردار خويش است از خويش و فرزند ياد ندارد و خوشى و ناخوشى ايشان پيش او يكسان است ، چندانش از خود افتاده كه پرواى ديگرى ندارد ، راضى است كه همهء ايشان تمامى عمر در محنت و عذاب و غصّه و اضطراب باشند و او يك لحظه از آنچه

--> ( 1 ) . سوره تغابن ، آيه 11 « و كسى كه به خدا بگرود ، دلش را به راه آورد » .