عبد الله قطب بن محيى
202
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
در آن است آسايش يابد . اگر - و العياذ باللّه - در ناخوشى است ، اگر در راه خداى اتّفاق انفاق يك دينارش به اخلاص در حين حيات افتاده ، آن اكنون نزد وى احبّ است از ملكى كه آبادان كرده ، و تأسف مىخورد كه چرا به جاى اينكه ملكى آبادان كردم ، انفاقى در راه خداى نكردم و اكتساب حسنهاى ننمودم كه اكنون مونس قبر و شفاعت خواه روز حشرم بودى . نذير خداى « مرة بعد اخرى » به وى آمد ؛ اوّلا شيب ، ثانيا خستگى درب هرموز ، ثالثا مرض اخير كه نصف الموت بود تا مگر بيدار گردد و چند روزى كه از عمرش مانده به خود آيد و توبه كند و بارها به وى گفته شد كه خداى عزّ و جلّ دنيا به تو داد و اكثر عمر تو را به نعمت و عزّت پرورش فرمود ، اكنون از عمر قليلى مانده ، به دليل « اكثر اعمار امتى ما بين الستين الى السبعين » او كما ورد . . . اين چند روزك را درياب و به اين ايام قليل ، آخرت نيز به چنگ آر ، تا هم دنيا به كمال و هم آخرت خالى از اختلال يافته باشى ، و در زمرهء تائبان درآى و اين بقيهء عمر روزى خدا هنىء و گوارا مى خور و به تلاوت و عبادت و ذكر به سر مىبر . نشنيد و جز همان طريق كه تا غايت مىسپرد نسپرد تا وعده حق رسيد و خواهى نخواهى او را به آن طرف كشيد . اين سخنان نه به سركوب او مىگويم ، همه به اتفاق دعاى مغفرت او كنيد و ذنوب او را از خداى درخواهيد ، اميد كه توبه خفّيه با خود همراه برده باشد يا عتق رحمان او را دريافته « و الّا فباب الشفاعة مفتوحة و دعاء المؤمنين بعضهم لبعض مسموعة » ؛ مقصودم از اين سخنان ، ايقاظ شما است تا بعضى به حال بعضى اعتبار گيريد و حجّت خداى درست نشود كه أَ وَ لَمْ نُعَمِّرْكُمْ ما يَتَذَكَّرُ فِيهِ مَنْ تَذَكَّرَ وَ جاءَكُمُ النَّذِيرُ « 1 » قيل النذير موت الجار . آرى : هرچه بر جار آمد بر شما نيز آيد ، دريابيد خود را ، دريابيد پيش از آنكه
--> ( 1 ) . سوره فاطر ، آيه 37 « مگر شما را [ آن قدر ] عمر دراز نداديم كه هركس كه بايد در آن عبرت گيرد عبرت مىگرفت و [ آيا ] براى شما هشداردهنده نيامد » .