عبد الله قطب بن محيى
197
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
مىدانستيد چنين آسوده نمىنشستيد ، اما معذوريد چون نمىدانيد ، لا ، بل معذور نيستيد براى آنكه نادانستن ثمرهء بىدردى است ، چه حق در نفس خود ظاهر است . اگر كسى نمىداند ، از آن است كه درد دانش ندارد و از پى آن نمىرود و كس به بىدردى و اغراض معذور نيست . اى اخوان ! افسرده مباشيد كه افسردگان را روز قيامت جاى در زمهرير باشد . اى اخوان ! هر يك از شما كه سستى مىكند ، خود سست است ، و ديگران را سست مىسازد ، هرآينه دو وزر بر وى مكتوب مىگردد . از سستى بپرهيزيد ، اى اخوان ! نزاع بر سر محلّ خانه چه مناسبت با حال سالك دارد ، هرجا كه امير تعيين كند خانه بسازيد بىتلغتم و تفاوت خوبى و بدى ، محل را خوار شماريد ، هركس را كه خانهء علّيين بهتر است بهتر او است . خانهء ارض را چه وزن و چه محلّ است . اعاذكم اللّه من شر الشيطان الرجيم و العدو اللعين بما اعاذ به عباده الصادقين . و السلام عليكم . * * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم مكتوب 70 - [ با خداوند خود به ادب باش ] ( من عبد اللّه قطب ) اگر بنده بر خداى خويش عاصى نشود ، دوام عافيت و حسن عاقبت او را كرامت فرمايد و اگر نافرمانى خداوند خود كند ، در دنيا وى را حيات طيّبه نباشد و در عقبى به محنت و عذاب مبتلا گردد ، يكى از مشايخ گفته : « انّى لا عصى اللّه فاعرف ذلك فى خلق خادمى و حمارى » يعنى چون معصيتى از من در وجود آمد ، خادم بلكه دواب بر من بدخو و عاق مىشوند ! آرى چون او با خداوند خود عاق است ، ناچار بندگان او نيز بر او عاق باشند كه جزا در خور عمل مىباشد و مناسب آن . هركس كه خواهد كه بندگان او با او به ادب باشند و وى را فرمان بردار ، بايد كه او با خداوند خود به ادب باشد و فرمان بردار ، اگرچه ظاهرا معامله با اين و آن است ، اما چون ناصيهء همه به دست خداى است ، جانب خداى نگاه مىبايد داشت كه چون