عبد الله قطب بن محيى

188

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

معانى مطلوبه از انسان قوّهء مقاومت است و صلابت و از اضداد باز نخوردن و اگرچه بسيار باشد و به حسب صورت شوكت و شكوه با ايشان باشد و اين صفت از اشعّه قوّهء قهريه است كه قرين قوّهء حبيّه در جوهر اوّل مودّع گشته و بعضى آن را فيض نور جلال خوانند ، چنانچه محبت را فيض نور جمال گويند و در قرآن مجيد بسيار اين معنى در شأن مؤمنان ، گاه به وصف و گاه به امر ذكر فرمايد ، كقوله تعالى : أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ « 1 » اشداء على الكفار اشاره به قوّه قهريه است و رحماء بينهم اشاره به قوّه حبّيّه و على الكفّار و بينهم بيان مصرف قوّتين ؛ و اهل هوا نظر به خروجى كه به حسب فسق دارند ، سزاوار شدّت و غلظت باشند و نظر به دخولى كه به حسب ايمان دارند ، سزاوار رحم و رفق ؛ پس با ايشان معاملهء ذات جهتين بايد كرد ، نه چنان ( خرق ) كه با كفار كنند و نه چنان رفق كه با اتقيا . به سر سخن آييم و ذكر آيات كه در آن ذكر قوّت و صلابت مؤمنان است و كقوله تعالى : وَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ « 2 » ، و كقوله تعالى : فَما وَهَنُوا لِما أَصابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ ما ضَعُفُوا وَ مَا اسْتَكانُوا وَ اللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ الى غير ذلك من الآيات « 3 » . و چون خواهند كه سالك به آن وصف اعنى القوّة و المقاومة موصوف گردد و آن كمال در او به فعل اضداد بر او گمارند تا قدر قوّت و طاقت و ثبات او در مقابل ايشان آزموده گردد ؛ سالك بايد در مقام آزمايش پايش نلغزد كه معاذ اللّه از كوره زرد روى بيرون آيد و بايد كه بداند كه هر روز چنين امتحان‌ها نيست ، و اگر در اين تقريب رجوليّت و صلابت خويش به خداى عزّ و جلّ و اهل او ننمايد ، شايد ديگرباره چنان تقريب دست ندهد و اين كمال در حيّز قوّه بماند و هرگز به فعل نيايد .

--> ( 1 ) . سوره فتح ، آيه 29 « بر كافران سختگير [ و ] با همديگر مهربانند » . ( 2 ) . سوره آل عمران ، آيه 139 « و اگر مؤمنيد سستى مكنيد و غمگين مشويد كه شما برتريد » . ( 3 ) . سوره آل عمران ، آيه 146 « و در برابر آنچه در راه خدا بديشان رسيد سستى نورزيدند و ناتوان نشدند و تسليم [ دشمن ] نگرديدند و خداوند شكيبايان را دوست دارد » .