عبد الله قطب بن محيى
187
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
چنان است ، او غريب است نمىداند ، همچنين رسم شهرستان هستى آن است كه متاعى كه خداوند جهان عزّ اسمه خريدارى آن خواهد فرمود ، هيچ كس را مجال خريدن آن نباشد . اعراض بيگانگان از پذيرفتن اعمال مخلصان از بيم چاوش غيرت الهى است كه بانگ بر ايشان مىزند و ناصيهء وجود ايشان را از آن صرف مىكند ، اگر چه ايشان خود واقف نيستند ، ايشان پندارند كه ما قبول نكرديم اما غلطاند ، ايشان را بار نمىدهند . القصه ، مقصود آن است كه ادبار مردمان و انكار ايشان ، صلاح حال است ، از آن باك ندارند . طاعنان شما را از بدنامى مىترسانند ، گو شما از بدنامى بترسيد كه نيكنامى ميان خلايق مىخواهيد ، نظر سالك صادق بر نيكنامى پيش خداى است عزّ و جلّ و اهل خداى ، ايشان را معروفى در سماوات در كار است . اگر در ارض مجهول و منكر باشند از آن باك ندارند ، قال اللّه تعالى : فَلا تَخْشَوُا النَّاسَ وَ اخْشَوْنِ « 1 » الآية ؛ و قال سبحانه : فَلا تَخافُوهُمْ وَ خافُونِ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ « 2 » هركس كه اميد جز به خداى دارد و بيم جز از خدا دارد در ايمان او ضعف است ، خداى عزّ و جلّ اخوان ما را از ضعف ايمان محمى داراد ، آمين . * * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم مكتوب 66 - [ صلابت اخوان در برابر اضداد ] ( من عبد اللّه قطب ) رحمت خداى به سالك اقتضاى آن مىكند كه اوضاع مختلفه او را پيش آيد تا به حسب هر وضع ، كمالى خاص كه مناسب آن وضع باشد در او به فعل آيد ، از جمله
--> ( 1 ) . سوره مائده ، آيه 44 « پس از مردم نترسيد و از من بترسيد » . ( 2 ) . سوره آل عمران ، آيه 175 « پس اگر مؤمنيد از آنان مترسيد و از من بترسيد » .