عبد الله قطب بن محيى

18

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

شرور و ظلمتكدهء غرور ، به دار نور و سرور و ميهمانى عرشيان منتقل مىسازد . آرى ! مفاد بيشتر نامه‌هاى او يادآور ذكر الهى است كه آرام‌بخش دل‌هاى رميده و جان‌هاى افسرده و مضطرب مىباشد . « الا بذكر اللّه تطمئنّ القلوب » چرا كه هر عالم ربّانى كه فانى در حق شد ، كلام او و قلم او و اشارهء او ، مذكّر ذكر الهى خواهد بود . اين همه آوا ، از آنِ شه بود * گرچه از حلقوم عبد اللّه بود در مكتب امام عارفان گويى ملّا عبد اللّه قطب از مكتب امام على بن ابى طالب سلام اللّه عليه درس زهد و عرفان آموخته ، همو كه در نهج البلاغه فريادش بلند است : « الا حرّ يدع هذه اللّماظة لأهلها ؟ إنّه ليس لأنفسكم ثمن الّا الجنّة ، فلا تبيعوها إلّا بها » « 1 » ؛ آيا آزاد مردى نيست كه اين لقمهء جويده‌شدهء [ دنيا ] را به اهلش واگذارد ؟ به درستى كه براى جان شما قيمتى جز بهشت نيست ، خود را به غير آن مفروشيد . و هم ايشان فرموده است : « و اللّه لدنياكم هذه اهون فى عينى من عراق خنزير فى يد مجذوم » ؛ « 2 » به خدا سوگند اين دنياى شما در نظر من ، از استخوان خوك تهى از گوشت كه در دست شخص جذامى باشد ، بىارزش‌تر و پست‌تر است . البته امام المتّقين ، دنياى منهاى آخرت را ، به شيعيان و دوستان خود ، اين‌گونه معرفى فرموده است . و اين غير از دنيايى است كه مزرعهء آخرت و بازار عقبى است ؛ دنيايى كه امام على عليه السلام آن را در جاى ديگر ، جايگاه تجارت دوستان خدا و محلّ نيايش و سجده‌گاه ايشان و سراى راستى و صفا معرفى نموده و مىفرمايد : « انّ الدّنيا دار صدق لمن صدقها . . . و مسجد احبّاء اللّه و مهبط وحى اللّه و متجر اولياء اللّه . » « 3 » ؛ دنيا خانهء

--> ( 1 ) . نهج البلاغه ، حكمت 456 . ( 2 ) . همان ، حكمت 236 . ( 3 ) . همان ، حكمت 131 .