عبد الله قطب بن محيى

179

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

را از كجا است ، چون چنين است هم اولى آنكه پختگى پدر و مادر مهين در كار آورند و گويند : « اتينا طائعين » قضاى خدا را تسليم شوند و امر او را گردن نهند و هر چون‌كه ايشان را وارد باشد . دريغا ! ناانصافى است كه با جبروت و سلطان خداى عزّ و جلّ ، بنده خود را جبروتى و سلطانى خواهد ، بل وجود و هستى بيند . دريغا ! از بنده بندگى آيد ، خداوندى از وى نيايد ، خداوندى خداى را شايد ، چرا بنده كار كه از وى مىآيد و آيين آن مىداند نمىكند و امرى كه از وى نمىآيد و شأن آن ندارد مىجويد ، ملازم جادّهء بندگى باشد و بندگى استسلام است و ترك فضولى و هر چون‌كه ايشان را دارند بودن وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً « 1 » هر كه در آسمان و زمين است ، قضاى خداى عزّ و جلّ بر او جارى است ، چنانچه خواهد وى را دارد ؛ اما مؤمنان به طوع امر او را گردن نهاده باشند و از اين جهت گزند از هيچ به ايشان نرسد و دعاى « قنا شرّ ما قضيت » دربارهء ايشان مستجاب گشته باشد و جاهلان كاره آن باشند و آن كراهت هيچ از ايشان بازندارند جز آنكه به سبب آن كراهت در عذاب و غصّه عاجل باشند ! و آن روز كه به خداى عزّ و جلّ بازگردند نكال آجل و العياذ باللّه براى ايشان آماده ، پس خوشا حال راضيان و شاكران ! در دنيا از سوء قضا محمى و در آخرت از عذاب خدا آمن أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ « 2 » خداى عزّ و جلّ تو را از اولياى خويش گرداناد و نام تو در جريده مطيعان و شاكران و راضيان ثبت كناد و نامه تو را در نامهء نيك‌بختان گرداناد ، بدين كلمه نامه را ختم كنيم ، و السلام . * * *

--> ( 1 ) . سوره آل عمران ، آيه 83 « هركه در آسمان‌ها و زمين است ، خواه و ناخواه سر به فرمان او نهاده است » . ( 2 ) . سوره يوسف ، آيه 62 « آگاه باشيد كه بر دوستان خدا نه بيمى است و نه آنان اندوهگين مىشوند » .