عبد الله قطب بن محيى
167
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
او را عطا كردهاند كه به چهار صد انگشترين آن را ضبط توان كرد . بنگريد كه پادشاهى از پادشاهان زمين را هرچند ملك فراوان باشد ، يك نگين كافى باشد ، سعهء اطراف ملك او و تباين اطوار آنچه مقدار باشد كه چهار صد نگين خواهد . وكيل الاخوان افاض اللّه عليه شآبيب الغفران اگر اجابت دعوت رحمان كرد ، خداى عزّ و جلّ وكيل اخوان است بر او و وكيل او است بر اخوان و زود همه به يكديگر خواهيم رسيد ، اگر فرمان خداى باشد در ظلّ عرش رحمان چه اجتماع او با اخوان به محبت الهى بود و افتراق او از ايشان به محبّت الهى . عهد خود به پايان رسانيد و يك سر موى از آن برنگرديد ؛ « هذا شهادتنا له و ما شهدنا الّا بما علمنا » . اللّه سبحانه اخوان را بر اين واقعه صبر جميل و اجر جزيل كرامت كناد و مجيب دعوت را بر خوان احسان خود بنشاناد و از مرافقت نبيّين و صدّيقين و شهداء و صالحين بهرهمند گرداناد و اخوين الهيّين او كه يكى برادر مهد و يكى برادر عهد است ، وارث خيرات او سازاد . إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُفٌ رَحِيمٌ . « 1 » * * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم مكتوب 53 - [ روح كهين به سوى روح مهين مىرود ] ( من عبد اللّه قطب ) چون بينم كه در عالم اسباب هرچه نيست شود ، به ورود ضدّ بر او نيست شود و هيچ چيز ضدّ حقيقت آدمى نيست ، از آنكه هر معنى كه هست آدمى آن را تعقّل مىكند و به كنه آن مىرسد و بر آن محيط مىگردد و او همچنان او است ، نيست شدن آدمى را روا نمىداريم ، مگر نظر به قدرت خداى عزّ و جلّ ، اما نظر به تجويزات عادى آن جائز نتوان شمرد و مرگ را نشماريم جز خوابى گران و خواب غشاوهاى است بر
--> ( 1 ) . سوره بقره ، آيه 143 « قطعا خدا [ نسبت ] به مردم دلسوز و مهربان است » .