عبد الله قطب بن محيى

149

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

شوند ، ملك را در خاك افكنند و سوى آن شتابند . پادشاهان جهان از بدرَگى * بو نبردند از شراب بندگى ورنه ادهم‌وار سرگردان و دنگ * ملك را بر هم زدندى بىدرنگ و در كلام بعضى از ايشان هست كه « لو علم الملوك ما نحن فيه لنازعونا بالسيوف » و حال ابراهيم ادهم شاهدى ظاهر است بر اين ، براى آنكه او مزه هر دو چشيده بود ولايت و ولايت ( به فتح و كسر ) هر دو يافته و ايثار ثانى بر اوّل نموده ، اللّه سبحانه وليّم و ساير اخوان تائبين را از مشارب ابرار بهره‌مند گرداناد و از طريق اشرار دور داراد . بمنّه وسعة كرمه و الختم بالصلاة على محمد و آله . * * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم مكتوب 45 - [ كنف خداوندى مأمن مؤمنان است ] ( من عبد اللّه قطب ) با وجود قيّوم خلايق بر خود ستم مىكنند كه به غير او دل را مشغول مىدارند . غير قيّوم در ذات خود زائل است كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ « 1 » و تعلّق دل به زائل موجب تزلزل دل است ، چنانچه تعلّق دل به قيّوم موجب قيام دل . دريغا چرا مردمان دل خود را به قيام و ثبات نمىرسانند و در اضطراب و تزلزل مىدارند ! قيوم اوّل است ، از اوّل چرا درمىگذرند ؟ چه دانند كه از اوّل كه درگذرند چيزى ديگر بيابند يا نيابند ؛ محقّق را گذاشتن به اميد محتمل از خرد بعيد است . « اصبت فالزم » و ما به اين كلمه كنايتى كرديم از حال ممكن كه محتمل الطرفين است و حال ممكن آفرين كه متعيّن الوجود است و حالت خارجيه را در كسوت حالت عقليه باز نموديم ، كشف رتبه را نه نحو

--> ( 1 ) . سوره قصص ، آيه 88 « جز ذات او همه چيز نابود شونده است » .