عبد الله قطب بن محيى
133
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
كسى جز به ملاحظهء جلال او اشتغال نمايد و جز تعظيم و اجلال او كارى كند ؛ و منعم بزرگوار كه به هستى بر ما منّت نهاد و آلاى خويش بر ما آشكارا كرد و ذوق الطاف خويش ما را چشانيد . بد بندگان باشيم ما اگر احسان او را به شكر مقابل نداريم و كمر بندگى و عبادت و طاعت او در ميان جان نبنديم . و اگر با وجود جمال و جلال او ما را روى به سوى ديگر باشد و ديدهء ما به امرى جز امر او ناظر باشد ، كفور و كنود و كور و كهود كه ما باشيم ! و عالىهمت كجا روا دارد كه سر كار او جز با آنكس باشد و قيّوم كار و ولى امر است . چون كسى به خانهاى درآيد ، اگر شريف النفس باشد ، جز به آنكه آشناى صاحبخانه باشد و معامله و معرفتش با او باشد ، سر فرونياورد . و اگر خسيس النفس و دنى باشد ، با غلامان و كودكان و ارذال خانه صحبت گرم كند و انس و معرفتش با ايشان باشد و انديشهء او به صاحبخانه و كاروبار او نرسد و او را ميل صحبت و ملازمت او بازديد نگردد ! و همچنين هركس كه به دار دنيا آمد ، اگر شريف النفس و عالىهمت باشد ، ابراهيموار در طلب خداوند خانه كمر بندد و نان و آب آن خانه بر خود حرام كند تا نان ده نان نشناسد كه كيست و از ستاره و ماه و آفتاب در گذشته به توحيد إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ « 1 » رسد ، آنگاه قرار گيرد ، لاجرم حلّهء خلّت در برش افكنند و در زمين خليل و دوست خداى عزّ و جلّ باشد ؛ اما اين كار كجا در خور هر دون همت فرومايه تواند بود ، اين كار شاهبازان عالىهمت پاك صفت است كه به نور قيّوم ديدهء ايشان بينا باشد و در عالم ديموم پاى ايشان روا و به نطق ابدى زبان ايشان گويا ، بر ذكر ايشان سلام و تحيات بىمنتها ، هان اى برگزيده ، دست اعتصام در عروهء وثقى زن و آن محبت چنين كسان است كه صفتشان شنيدى . ايشان اولياى
--> ( 1 ) . سوره انعام ، آيه 79 « من از روى اخلاص و پاكدلانه روى خود را به سوى كسى گردانيدم كه آسمانها و زمين را پديد آورده است » .