عبد الله قطب بن محيى

134

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

خدايند در ارض أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ . « 1 » و السلام . * * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم مكتوب 39 - [ كلّ نفس بما كسبت رهينة إلّا أصحاب اليمين ] ( من عبد اللّه قطب ) ذرّات ذريّات به قصد خدمت و بندگى ملك از شهرستان عدم سفر كردند كه خود را به آن آستانهء كرم رسانند ملك قبه دل اهل دل برافراشت كه « ما وسعنى ارضى و لا سمائى و لكن وسعنى قلب عبدى المؤمن » و پيشگاه تن و بارگاه دنيا از پيش آن فروكوفت ، و آن غريبان دار الملك هستى را در آن پيشگاه ساعتى آرام داد ، بعد از آن سفير نفحات را كه انفاس اهل دل است روان كرد كه « ان لربكم فى ايام دهركم نفحات الا فتعرضوا لها » تا يك‌يك از ايشان را بار دهد تا به آن خدمت شتابند و عزّ و كبرياى ملك را دريابند . نفحه‌اى آمد شما را ديد و رفت * هركه را مىخواست جان بخشيد و رفت پيشگاه ملوك به انواع زينت آراسته باشد كه إِنَّا جَعَلْنا ما عَلَى الْأَرْضِ زِينَةً لَها لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا « 2 » چندى از ايشان كودك مشرب بودند ، به تماشاى آن مشغول شدند و در استغراق تأمّل آن اشكال چندان دور دررفتند كه آن ندا را نشنيدند أُولئِكَ يُنادَوْنَ مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ « 3 » تا هنگام بار بگذشت و ملك مجلس برچيد و خيمه و بارگاه فروپيچيد يَوْمَ نَطْوِي السَّماءَ كَطَيِّ السِّجِلِّ لِلْكُتُبِ « 4 » و سرير عزّت به صحرا زد كه عرض لشكر دهد يَوْمَ هُمْ بارِزُونَ لا يَخْفى عَلَى اللَّهِ مِنْهُمْ شَيْءٌ « 5 » هركس كه به بساط

--> ( 1 ) . سوره يونس ، آيه 62 « آگاه باشيد كه بر دوستان خدا نه بيمى است و نه آنان اندوهگين مىشوند » . ( 2 ) . سوره كهف ، آيه 8 « در حقيقت ما آنچه را كه بر زمين است زيورى براى آن قرار داديم تا آنان را بيازماييم كه كدام يك از ايشان نيكوكارترند » . ( 3 ) . سوره فصلت ، آيه 44 « و [ گويى ] آنان را از جايى دور ندا مىدهند » . ( 4 ) . سوره انبياء ، آيه 104 « روزى كه آسمان را همچون درهم پيچيدن صفحهء نامه‌ها درمىپيچيم » . ( 5 ) . سوره غافر ، آيه 16 « آن‌روز كه آنان ظاهر گردند ، چيزى از آنها بر خدا پوشيده نمىماند » .