عبد الله قطب بن محيى
124
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
نسبت لطمه به عذاب دوزخ « فللّه الحمد و المنة على كل حال » . بههرحال مر بنده را شكر به كه بسيار بد هست از بد بتر ، و صلّى اللّه على سيّد الأنبياء محمّد و آله الطّيّبين و اين مسئله مختلف فيه است ميان ائمهء كلام كه خداى را عزّ و جلّ بر كافر نعمتى هست يا نه ؟ و اجوبهء شيخ ابى الحسن اشعرى در اين باب مختلف افتاده و آنچه مختار امام الحرمين و محققان است آن است كه هست . و كريمه كُلًّا نُمِدُّ هؤُلاءِ وَ هَؤُلاءِ مِنْ عَطاءِ رَبِّكَ وَ ما كانَ عَطاءُ رَبِّكَ مَحْظُوراً « 1 » دلالت بر همين مىكند ؛ و اللّه اعلم . * * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم مكتوب 36 - [ إنّ الإنسان خلق هلوعا . . . ] ( من عبد اللّه بن محيى ) معامله كه در جهان با آدمى رود آشناوار رود بعيد از اضمار سوء از محلى قريب ، اما آدمى آن را بيگانهوار تلقى كند و هيچ روى آشنايى و نزديكى در آن نبيند ! از اين جهت چون محنتى به سوى خود روان بيند ، گويد سيلى است كه چشمهء آن هرگز خشك نخواهد شد ، رخت در وادى نااميدى نهد و دمبهدم انتظار برد كه خانه او را از بيخ و بن بركند و به درياى فنا برد . ( اراقب وقتها من غير شوق * مراقبة المشوق المستهام ) قاله الشّاعر فى صفة حماه ، و اگر محنتى روى به او آورد گويد آبى است بىپشت تا ديده برهم زدى سرآمده ، هرآينه به حرص تمام خواهد كه اوعيه و اوانى سراى از آن پر سازد و گروى از آن بگيرد إِنَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً وَ إِذا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعاً « 2 » دريغا چرا آدمى خود را چنين بيگانه گرفته و بيگانه دانسته ، اگر او بيگانه
--> ( 1 ) . سوره اسراء ، آيه 20 « هر دو [ دسته ] اينان و آنان را از عطاى پروردگارت مدد مىبخشيم و عطاى پروردگارت [ از كسى ] منع نشده است » . ( 2 ) . سوره معارج ، آيههاى 19 و 20 و 21 « به راستى كه انسان سخت آزمند [ و بىتاب ] خلق شده است ، چون صدمهاى به او رسد عجزولابه كند ، و چون خيرى به او رسد بخل ورزد » .