عبد الله قطب بن محيى

119

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

السنة و افواه به آن كلمهء باطله كه عقيدهء آن فئهء زايغه است شده . اين است مقدّمهء لازم التمهيد و بعد از تقرير آن شروع كنيم در مقصود ، گوييم : از جملهء كلمات زايغه كه عقيدهء فلاسفه است ، لعنهم اللّه ، آن است كه « الواحد لا يصدر عنه الّا الواحد » و ايشان به آن كلمه آن خواهند كه از خداى عزّ و جلّ جز يك شخص كه آن را عقل اوّل نامند صادر نشده و ديگر موجودات از آن شخص مسمّى به عقل اوّل صادر شده ، به ترتيبى كه ادّعا كنند و اقل آنچه از اين لازم مىآيد نفى نص صريح اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ « 1 » است ، تعالى اللّه عما يقول الظالمون علوا كبيرا و گمان آن است كه وقوع ايشان در اين جهل منشأاش صدور عبارتى بوده از اهل حق از دانايان سابقين و مقصود ايشان از آن عبارت نه اين بوده كه از ميان اجزاى عالم يك جزء خداى عزّ و جلّ آفريده و باقى نه ! چنانچه عقيدهء فلاسفه است ، بلكه مقصود ايشان آن بوده كه اين عالم كه به جميع اجزائه مخلوق خداى عزّ و جلّ است از آن روى كه مخلوق خداى عزّ و جلّ است يك شىء است يعنى خداى عزّ و جلّ به يك آفرينش آن را آفريده ، چنانچه فرموده : وَ ما أَمْرُنا إِلَّا واحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ « 2 » و اين موافق مذهب ائمهء كلام است ، براى آنكه ايشان برآنند كه صفات خداى عزّ و جلّ واحد است ، خداى را عزّ و جلّ يك علم است كه به آن ، همهء معلومات مىداند ، نه آنكه علوم متعدّده دارد به تعدّد معلومات ، و همچنين او را يك قدرت است متعلّق به جميع مقدورات و يك اراده متعلّق به جميع مرادات ، و يك كلام متعلّق به جميع ما يتكلّم به ، و يك سمع متعلّق به جميع مسموعات ، و يك بصر متعلّق به جميع مبصرات . و همچنين خداى را عزّ و جلّ يك تكوين است متعلّق به جميع مكوّنات عند من يجعل التكوين صفة ذات تعلق ، و مسئله وحدت صفات و اجماع اهل حق بر آن مبيّن است ؛ در كتاب شامل لامام

--> ( 1 ) . سوره زمر ، آيه 62 « خدا آفريدگار هر چيزى است » . ( 2 ) . سوره قمر ، آيه 50 « و فرمان ما جز يك بار نيست [ آن هم ] چون چشم به هم زدنى » .