عبد الله قطب بن محيى
118
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم مكتوب 35 - [ مذمت فلاسفه در الواحد لا يصدر عنه الّا الواحد ] ( من عبد اللّه قطب ) نامهء گرامى رسيد و بر استفسارات علميه كه فرموده بودند اطلاع حاصل شد ، حل آن شبهات مسبوق به تمهيد مقدّمهاى تواند بود . و آن ، آن است كه اكثر كفريات و بدعيات كه اصحاب اهوا به آن مبتلااند ابتداى آن از سوء فهمى بوده كه جاهلى به آن مخذول گشته و حملى بر غير محمل كه كلام حق و اهل حق را كرده ، بعد از آن جاهلى ديگر تأسّى به آن جاهل اوّل نموده و ثالثى به ثانى و رابعى به ثالث و هلمّ جرّا . و آن كلمهء باطلهء زائغه در عالم منتشر شده و مذهبى گشته كه طوايفى از ناس از اهل زيغ آن را انتحال كنند و به آن منسوب گردند و در تقويت و نصرت آن كوشند و بر آن به زعم خويش دلايل سازند و در آن باب رسايل نويسند و تصانيف كنند . چنانچه از حال مبتدعهء اين امت مشاهده مىكنيم - از معتزله و جبريّه و خوارج و غير هم - كه منشأ اكثر عقايد زايغهء ايشان ، سوء فهم آيات قرآنى و احاديث نبوى و سخنان ائمه هدى است و حمل آن بر غير محمل خود ! و همچنين ملاحدهء اين امت از طوايف وجوديه و حلوليه و غيرهم ، اكثر عقايد باطلهء ايشان ناشى از سوء فهم كلام حق و اهل حق است كه آن را بر غير وجه خود فهم كردهاند و بر غير محمل مقصود محمول داشته . و بر اين قياس بايد كرد حال مبتدعه و ملاحدهء امم سابقين . و اللّه سبحانه اهل عنايت را به مقتضى فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَ اللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ « 1 » اين نور فهم بخشد كه حق چنان باطل را بازشناسند ، يعنى بدانند كه كدام كلمه حق بوده كه در ملابس التباس و اشتباه و تداول
--> ( 1 ) . سوره بقره ، آيه 213 « پس خداوند آنان را كه ايمان آورده بودند به توفيق خويش به حقيقت آنچه كه در آن اختلاف داشتند ، هدايت كرد . و خدا هركه را بخواهد به راه راست هدايت مىكند » .