عبد الله قطب بن محيى

114

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

كسب مىكنند و اگر قرض ، جز كه در باطل نيست ! مدد چند هوسناكان كرده گير و آرزوى چند ايشان برآورده ، اگر كارى مىكنى براى خود و براى ايشان ، حيات حقيقى كسب كن ، براى خود ؛ و از آن چيزى در ايشان دم و ايشان را نيز به آن زنده ساز ، زندگانى جاويد و از مرگشان بازخر ، كه اگر چنين كنى ، برّ والدين به جاى آورده‌اى و الّا مدد ايشان كردن كه دو روزى از زخم محصّلان خلاصى يابند چه سود ، اگر عن قريب به زخم ملائكهء غلاظ شداد و العياذ باللّه مبتلا گردند كه هرگز از آن خلاصى نيابند . مردمان پندارند كه ما كلمهء « لا إله الّا اللّه » مىگوييم ، هرآينه از اهل بهشت خواهيم بود كه در حديث است كه « من قال لا إله الا اللّه دخل الجنة » . آرى شما اين كلمه مىگوييد ، اما معلوم نيست كه جسم شما است كه مىگويد يا سرّ شما ، اگر جسم است كه مىگويد ، چون به ظهور امارات موت قواى جسمانيه ساقط شود آن گفتار نماند ! و اگر سرّ شما به اين گويا است ، آن گويايى بر جاى خواهد بود ، اما نه هركس را سرّى گويا بازديد آمده ، بسيار كسانند كه سرّ ايشان گنگ است : صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَرْجِعُونَ . « 1 » اين‌همه حديث و كوشش ما براى همين است كه سرّ گويا ما را باشد كه اگر ما را معلوم بودى به جزم كه نزد سقوط جسم اين كلمه با ما باز خواهد ماند ، ما را هيچ غم و تشويش نمىبود . هر اشكالى كه هست در همين است . اين‌همه جان كندن ما براى آن است كه چندان قوّت حاصل كنيم كه در وقت جان كندن ، ايمان از غارت شيطان نگهداريم ، نگاه‌دارنده خداى است ، اما اگر ما دست بر روى هم نهيم و از قدر كسبى كه خداى عزّ و جلّ دست ما بر آن گشاده است دست دربنديم به علّت اين كه كل قدرت ما را نداده ، تشنيع باشد و بىادبى و كفران و بىشرمى . به آنچه دسترس ما است مىكوشيم ، باقى توكّل بر خداى عزّ و جلّ مىكنيم و اميد به رحمت او داريم كه رسول

--> ( 1 ) . سوره بقره ، آيه 18 « كرند ، لالند ، كورند ، بنابراين به راه نمىآيند » .