عبد الله قطب بن محيى

108

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

فى موضع آخر إِنَّ الْإِنْسانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ « 1 » و فى موضع آخر إِنَّ الْإِنْسانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ « 2 » و فى موضع آخر أَ يَحْسَبُ الْإِنْسانُ أَلَّنْ نَجْمَعَ عِظامَهُ « 3 » و فى موضع آخر وَ كانَ الْإِنْسانُ أَكْثَرَ شَيْءٍ جَدَلًا « 4 » الى غير ذلك من المواضع . پس اگر كسى را جز اينكه انسان باشد اسمى نباشد و حقيقتى ديگر بازديد نشود مذموم و به محل نفرين باشد و هركس كه چنين باشد محل او دوزخ و بعد از حق عزّ و جلّ باشد و از بهشت و جوار اللّه محروم و ممنوع ! پس دانيم كه اهل بهشت آنانند كه در طى بشريت ايشان را حقيقتى ديگر منعقد مىشود ، سزاوار جوار خداى و لايق به عنديّت كه در كريمهء فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ « 5 » مذكور شده ؛ چه ، عنديت امرى است مقابل و منافى بشريت چنانچه از كريمهء لَوْ أَرَدْنا أَنْ نَتَّخِذَ لَهْواً لَاتَّخَذْناهُ مِنْ لَدُنَّا « 6 » مستفاد مىشود . اى « لو اردنا صاحبة لاتخذنا من لدنا لا من عندكم ايها الناس يريد بذلك الرد على من زعم ان مريم صاحبها اللّه تعالى عما يقول الظالمون » و از كريمه وَ ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ « 7 » الآية ، نيز معلوم مىشود كه اهل جنت در طورى منشأ مىشوند ، فوق بشريت ؛ چه ، ايشان اهل مشافهه و رؤيتند و بشر ، اهل اين دو نيست كه لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ « 8 » و فى المثنوى المولوى :

--> ( 1 ) . سوره ابراهيم ، آيه 34 « قطعا انسان ستم‌پيشهء ناسپاس است » . ( 2 ) . سوره عاديات ، آيه 6 « انسان نسبت به پروردگارش سخت ناسپاس است » . ( 3 ) . سوره قيامت ، آيه 3 « آيا انسان مىپندارد كه هرگز استخوان‌هاى او را جمع نخواهيم كرد » . ( 4 ) . سوره كهف ، آيه 54 « و انسان بيش از هر چيز سر جدال دارد » . ( 5 ) . سوره قمر ، آيه 15 « در قرارگاه صدق نزد پادشاهى توانايند » . ( 6 ) . سوره انبياء ، آيه 17 « اگر مىخواستيم بازيچه‌اى بگيريم ، قطعا آن را از پيش خود اختيار مىكرديم » . ( 7 ) . سوره شورى ، آيه 51 « و هيچ بشرى را نرسد كه خدا با او سخن گويد ، جز [ از راه ] وحى يا از فراسوى حجابى » . ( 8 ) . سوره انعام ، آيه 103 « چشمها او را درنمىيابند » .