عبد الرحمن جامى
73
أشعة اللمعات ( فارسى )
لمعهء اوّل در بيان مبدئيت عشق مر معشوق و عاشق را و كيفيت انتشاء ايشان از وى و اين در تعيّن اوّل است و در بيان آنكه هريك در چه محتاج است به آن ديگر « اشتقاق عاشق و معشوق از عشق است » : از انتشاء عاشق و معشوق از حقيقت مطلقهء عشق كه هريك همان حقيقت مطلقه است مأخوذ با خصوصيّتى ، به اشتقاق تعبير كرده است تا اشارت باشد به آن مشابهتى كه ميان مصدر كه مبدأ اشتقاق مشتقات است و ميان حقيقت مطلقه كه مبدأ انتشاء همهء تعيّنات است ، واقع است . و بيان آن ، آن است كه مصدر ضارب و مضروب و ساير مشتقات مثلا ( ض ر ب ) است بر وجهى كه در آنجا هيچ نوع خصوصيتى از حركات و سكنات و لحوق زوايد و عدم آن ، در آن ملحوظ نيست . و همچنين معنى مصدر حدثى است كه در وى اقتران به زمان و نسبت به فاعل ما و مفعول ما يا عدم آنها اصلا مأخوذ نيست ؛ زيرا كه آنچه سارى است در جميع مشتقات لفظا و معنا - مصدر به آن معنى است كه گذشت و از اين مصدر تعبير به لفظ ضرب ، به فتح ضاد و سكون راء ، براى آن كردهاند كه اين اقرب الفاظ است به آنچه مصدر حقيقى است - چنانچه ظاهر است - و اگرنه معلوم است كه صيغهء ضارب و