عبد الرحمن جامى
52
أشعة اللمعات ( فارسى )
است مر خودش را ، به واسطهء تنزّل به حضرات وجود و مراتب شهود ؛ رباعية : هر صبح كه مىزنند مرغان چمن * گلبانگ جمال سورى و سرو و سمن باشد همه وصف شاه خوبان ز من * كآيد ز زبان او به گوش دل من و يا از مرتبهء جمع بر فرق ، چنانكه به افاضهء نور وجود بر حقايق و اعيان موجودات كه به لسان اصطلاح از آن به فيض مقدس تعبير مىكند ، استعدادات و قابليّات ايشان مر وجود و كمالات تابعهء آن را كه اين استعدادات و قابليّات از منقضيات فيض اقدس است . رباعية : عشق است غنى ز بوده و نابوده * جاويد به مستقر عز آسوده عكس رخ خود ز اين و آن بنموده * و آنگاه به جمال و حسنشان بستوده و يا از مرتبهء فرق بر جمع ، چنانكه مراتب جميع وجود - روحا و مثالا و حسّا - به جميع السنة - قولا و حالا - حمد حضرت ذوالجلالوالاكرام مىگويند و اظهار كمال ذات و صفات و افعال حضرت او مىكنند ؛ رباعية : خوبان كه فريب عقل و جانند همه * در عشق تو شهرهء جهانند همه هرچند به حسن ، داستانند همه * اوصاف شمايل تو خوانند همه فائدة : صيغهء حمد مصدرى است مصدّر به لام جنس مستردف به لام اختصاص ؛ يعنى جنس مفهوم حمد - خواه مبنى للفاعل و خواه مبنى للمفعول - اعنى حامديّت و محموديّت ، مختص است به حضرت حقّ - سبحانه و تعالى - زيرا كه در جميع مراتب وجود ، هم حامد اوست و هم محمود ؛ به زبان هر ستاينده ، نغمات حمد و ثناى خود سرايد و در لباس هر ستوده ، لمعات كمال و جمال خود نمايد ، رباعية : در چشم عيان شاهد و مشهود تويى * در قبلهء جان ساجد و مسجود تويى بىنامونشان قاصد و مقصود تويى * بىگوش و زبان حامد و محمود تويى « الله » : بعضى از اين طايفه گفتهاند كه اين اسم مبارك ، موضوع است به ازاء ذات