عبد الرحمن جامى
43
أشعة اللمعات ( فارسى )
بعضى ميان اين دو مرتبه ، چون ساير حقايق و همچنين بعضى در كمال جمعيّتند كه هيچ شأنى از شئون ، از حيطه آن خارج نيست و بعضى از آن قبيل است كه مشتمل بر بعضى از شئون است ، چون : حقايق متفرقه عالم كه غير انسان كامل است و فضيلت كمال جمعيّت ، از خصايص كمّل افراد انسانى است ، چون : انبياء و اولياء و ايشان نيز در اين فضيلت متفاوتند ؛ زيرا كه اگرچه همه در مظهريّت همه اسماء متساويند ، اما بعضى از آن قبيلند كه احكام و آثار بعضى اسماء در ايشان ظاهرتر و غالبتر است و باقى اسماء در تحت آن ، مغلوب و مندرج و همه انبياء و آنان كه بر قدم ايشانند ، از اولياء غير نبىّ ما صلّى اللّه عليه و آله و كمّل ورثهء وى ، همه از اين قبيلند و بعضى از ايشان از آن قبيلند كه ظهور اسماء و صفات در ايشان بر سبيل اعتدال است بىغالبيّت و مغلوبيّت چون نبىّ ما صلّى اللّه عليه و آله و كمّل ورثهء وى . اثر وجود حقّ سبحانه و تعالى در اعيان ثابته و أيضا منها - اثر وجود حقّ سبحانه در اعيان ثابته در نسبت ظهور است ؛ يعنى اعيان را و احوال اعيان را در عين ، ظاهر مىگرداند ، همچنانكه در علم بود ؛ و اثر اعيان ثابته در وجود حقّ سبحانه تعيّن و تقيّد وى ، تعيّن و تقيّد صفات وى است ؛ زيرا كه وجود را فى نفسه - اطلاق و عدم تعيّن و تقيّد است و همچنين اسماء و صفات او را ؛ و چون به احكام و احوال عينى از اعيان ثابته منصبغ گردد ، به سبب آن انصباغ ، متعيّن و متقيّد گردد و به حسب تعيّن و تقيّد وى ، اسماء و صفات وى نيز متعيّن و متقيّد شوند ؛ زيرا كه ظهور اسماء و صفات به حسب استعداد ايشان است ( اعيان است ) « 1 » و شكّ نيست كه استعداد هر عينى ، نوعى از تعيّن و تقيّد را تقاضا مىكند ، چه در ذات و چه در اسماء و صفات .
--> ( 1 ) . يعنى ظهور جميع اسماء و صفات در اعيان ، به حسب استعداد اعيان است و استعداد هر عينى ، يك نوع تعيّن و تقيّد را مىطلبد ؛ حال اين تعيّن و تقيّد مىخواهد در ذات باشد و يا در اسماء و صفات .