پير جمال الدين محمد اردستانى
69
شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى )
و اوزان برخى از آنها به گونهاى است كه گويا آنها را در مجالس قول و سماع مىخواندهاند . او در پرداخت غزلياتش به حافظ و مولانا بسيار نظر داشته براى نمونه : حافظ گفته است : اين خرقه كه من دارم در رهن شراب اولى * وين دفتر بىمعنى غرق مى ناب اولى « 1 » و جمالى دارد : جان من بىپروا پيوسته كباب اولى * آشفته دل عاشق مادام خراب اولى « 2 » و يا حافظ گفته است : روضهء خلد برين خلوت درويشان است * مايهء محتشمى خدمت درويشان است « 3 » و پيرجمال دارد : خنك آنكس كه دلش مايل درويشان است * دل كه مشتاق بود و اصل درويشان است « 4 » و مولانا گفته است : مى ده گزافه ساقيا تا كم شود خوف و رجا * گردن بزن انديشه را ما از كجا او از كجا « 5 » و پيرجمال دارد : اى ماه هفتم آسمان تو از كجا ما از كجا * وى سرو باغ دلبران تو از كجا ما از كجا « 6 » و يا مولانا گفته است : آب زنيد راه را هين كه نگار مىرسد * مژده دهيد باغ را بوى بهار مىرسد « 7 » و پيرجمال دارد : مژده دهيد اين باغ را كان آب بازآيد به جو * آبى زنيد اين راه را كان شاه و سلطان مىرسد غزلهاى جمالى نيز همانند ديگر اشعار وى ساده و روانند و البته شور خاصى در آنهاست . اما نكتهء ديگر اينكه او در برخى از غزلهايش رديفهاى بلند و طولانى را انتخاب كرده و در بيشتر ابيات اينگونه غزلها قافيهء در طول غزل وجود ندارد و قافيهها
--> ( 1 ) . ديوان حافظ ، ص 545 . ( 2 ) . ديوان پيرجمال ، ص 151 . ( 3 ) . ديوان حافظ ، ص 60 . ( 4 ) . ديوان ، ص 79 . ( 5 ) . ديوان شمس ، ص 16 . ( 6 ) . ديوان پيرجمال ، ص 70 . ( 7 ) . ديوان شمس ، ص 223 .