پير جمال الدين محمد اردستانى
68
شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى )
جاى كشاف و اين حكايتهاى طفلان است كه اهل صورت كردهاند جمهور كتابها مىگويم و نام يكيك نمىبرم تا تو خاطرآزرده نشوى . . . « 1 » و در كنز الدقائق مىگويد : روم كه آن منزل مولاى ماست * ناطق و گوينده و گوياى ماست « 2 » از ديگر ويژگيهاى مثنويهاى او اين است كه علاوه بر شرح و توضيح اشعار مولانا ، سنايى ، و عطار و . . . غزلها و قصايد خود را نيز در ميان آنها آورده و شرح و توضيح داده است ، و گاهى نيز براى اعتبار دادن به گفتههايش نقل قولهايى از سعدى ، عين القضات همدانى ، ابن عربى ، اوحدى مراغهاى آورده و در شرح آنها سعى كرده است ارتباط گفتههايش را با سخنان آنان نشان دهد . اما در كل بايد گفت مثنويهاى او به زبان ساده و روان به دور از تصنع و تكلف پرداخته شدهاند ولى گاهى رمزآلودند و بايد در خواندن آنها قدرى تأمل كرد . 1 . 2 . قصيدهها ، ترجيعبندها ، قطعهها ، تركيببند و مستزاد : جمالى در اين قوالب بيشتر به بيان عقايد شيعى خود كه البته رنگى از عقايد غلات نيز در آنها هست و مدح و منقبت پيامبر ( ص ) و ائمهء اطهار ( ع ) و داستانهاى كوتاهى دربارهء آنان و نيز مدح برخى از بزرگان طريقت پرداخته و در اين عرصه به خوبى از عهدهء كار برآمده است و برخى از آنها از بهترين نمونههاى مدحى مذهبى در ادبيات فارسى است . زبان اين اشعار بسيار ساده و روان است . 1 . 3 . غزلها : غزلهاى پيرجمال به دو دسته تقسيم مىشوند دستهء اول مضمونى مدحى و مذهبى همانند قصيدههايش دارند ، و دستهء دوم كه مضمونى عرفانى دارند و در آنها از عشق حقيقى صحبت كرده است . اين دسته از غزلهاى وى بسيار شيرين و جذاب و تأثيرگذارند
--> ( 1 ) . مرآة الافراد ، ص 151 . ( 2 ) . كنز الدقائق ، برگ 131 .