پير جمال الدين محمد اردستانى

67

شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى )

1 . 1 . مثنويها : بيشترين و مهم‌ترين آثار جمالى در مثنويهاى اوست ، او در مثنوىهايش به شيوه‌اى نو و تازه براى اولين‌بار نظم و نثر را در كنار هم آورده است . ولى هرگاه خواسته وارد داستانى شود ، يا آيه و حديثى را تفسير ، توضيح و يا تأويل كند ابتدا قسمتى از داستان و همهء آيه يا حديث را به نثر بيان كرده و سپس به تفسير ، تأويل و توضيح آنها به صورت منظوم پرداخته است . ويژگى منحصر به فرد ديگر مثنوىهاى او اين است كه گاهى در ميانى سرودن آنها وزن را تغيير داده و ادامهء همان مطلب را در وزن يا اوزانى تازه گفته است . وى در پرداخت مثنوىهايش بدون شك به مثنوىپرداز بزرگ مولانا جلال الدين رومى نظر داشته است ، زيرا نزديك به نيمى از مثنوىهايش را به وزن مثنوى مولانا سروده و در جاىجاى همهء مثنوىهايش ابياتى از مولانا آورده و سپس به شرح و توضيح آنها پرداخته است . از لحاظ ساختارى و نوع سرايش نيز همانند مولانا هرجا كه لازم ديده به جاى پرداختن به موضوع اصلى مطرح‌شده به موضوعات ديگر و حكايتهاى متنوع وارد شده و پس از اطناب و پيچشهاى مكرر ، بر سر موضوع اول و اصلى بازگشته است . همچنين در بسيارى از موارد ، همانند مولانا به بيان مطلب و شرح موضوع نظر دارد نه به صحت و سقم روايتها و داستانها ، و مثلا رواياتى از كعب الاحبار را كه وجههء دينى مثبتى ندارد آورده و توضيح داده است . وى در مورد عظمت و اهميت كار مولانا در نظر خود و مرادش ( پيرمرتضى ) در مرآة الافراد رسالهء هجدهم آورده است : بعد از قران و حديث مصطفى ( ص ) هيچ كتاب به از مثنوى حضرت مولانا جلال الدين رومى قدس سره نيست خواه تفسير ، خواه تأويل كه مفسرين و محققين پيش از اين كرده‌اند و اين فقير از لب و دندان مبارك حضرت سالار محققان پيرمرتضى على اردستانى شنيده‌ام كه فرمود كه حديقهء سنايى و فصوص شيخ محى الدين اعرابى در يك ورق مثنوى مولانا جلال الدين رومى هست و اين فقير درين شب . . . تحقيق از حضرت محمد مصطفى ( ص ) معلوم كردم كه فرمود كتابى به از مثنوى نيست خواه هيلاج شيخ عطار و خواه كتابهاى ديگر كتابهاى او ، چه