پير جمال الدين محمد اردستانى

61

شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى )

در انتهاى اين مبحث بايد گفت در سرتاسر آثار پيرجمال اين نوع نگرش به مسئلهء نور و احترام به آن و همچنين معرفى نور به‌عنوان كليد كسب معرفت نهايى و راهگشاى مسير حقيقت وجود دارد به همين خاطر بسامد واژه‌هايى كه به نوعى با نور در ارتباطند مثل : نار ، مشكات ، مشعله ، مصباح ، پرتو ، جلوه ، آتش ، شمع ، حرارت ، دود ، شعله و . . . در ميان آثارش بسيار زياد است . و در جاىجاى تأليفاتش در شرح نگرشش به نور از آيات و احاديثى كه درباره نور مطالبى دارند بهرهء فراوان برده و آنها را با روايات و داستانهاى مربوط به نور تفسير و همراه كرده است . 2 . 4 . سماع : از اشاراتى كه در آثار پيرجمال وجود دارد مشخص است كه در طريقت وى قول و سماع جائز بوده و خود و پيروانش به سماع مىپرداخته‌اند . البته سماعى كه از چارچوب اصول خود خارج نشود . و به لهو و لعب نينجامد . وى در فضيلة العقل از سماع خودش اين‌گونه سخن گفته است : مطربان داشتم ابا دف و نى * آمدم باز پيش آن خم مى در سماع آمدم به رقص و اصول * با دم عشق با رضاى عقول « 1 » و باز در احكام المحبين داستانى از سماع خود و يارانش آورده كه اين‌گونه است : اى عزيز شب سيزدهم ماه رجب سنهء ثمان و ستين و ثمانمائه صحبتى دست داد كه جمعيت دل بود حسن حقيقى مجال يافت و قامت رعنا به ديدهء شاه‌باز قديم نمود پرتو آن در تجلى اهل صحبت اثر كرد و ساقى دوران چون روى اتحاد ديد ، جامى ديگر مزيد فرمود ، پس مطربان نيمه‌مست به مدد ساقى دور به ترنم درآمدند و بيت حضرت بازار عشق و بلبل خوش‌نواى گلزار ذوق شيخ سعدى - عليه‌الرحمه - با شورى عظيم به ادايى خوب و اصولى خوش بخواندند و بيت نمكين آن شيخ اين بود :

--> ( 1 ) . فضيلة العقل ، برگ 195 .