پير جمال الدين محمد اردستانى
58
شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى )
است و از آسمان رسالت به زمين ولايت متصل است مانند چراغ در چراغدانى كه صاف باشد و نور آن چراغ از نهايت حرارت و لطافت بىتحريك غيرى روشنايى دهد يعنى عقل محمدى ( ص ) لطيف است و وحى الهى در او پيداست و بر روى حكمت و حكومت استغنا بر زمينيان تشريف مىنمايد ، يعنى قادر است كه بنمايد آفتاب جمال اللّه نور السموات بر ارض چنان كه اكثر اهل زمين آن نور نبينند . . . « 1 » « علامات و معجزات غريب كه پيش از ظهور آن حضرت پيدا مىشد از پرتو محبت خداى تعالى بود كه با نور مصطفى ( ص ) متفق شد و در سن چهارده سالگى اين جمعيت در حضرت مصطفى ( ص ) قرار گرفت . » « 2 » « بدانكه پيش از ظهور حضرت مصطفى ( ص ) حيات اهل عالم به نور بود و عقل كل داخل نور نبود اگر عقل كل با نور متصل بودى انبيا هيچ ميل سلطنت نكردندى . . . و چون حضرت سيد انبيا ( ص ) ظهور فرمود عقل كل و محبت حقتعالى با نور مصطفى متفق شد . » « 3 » دور آدم تا به دور مصطفى * نور مىتابيد و بس اى بو الوفا نور و برق و لذت ناستوار * كس نديد از وى حضور اى مرد كار دور احمد شد مهيا اين حضور * كه حضور آيد پديد از بعد نور انبيا فىالجمله نورانى بدند * زان به نور مصطفى فانى شدند آن تجلى كه حضورست و سرور * يافت احمد بىغبار و بىغرور . . . « 4 » پيرجمال در توضيح اين نوع نگرش به نور پيامبر در پاسخ به اين سؤال كه چرا اين نورى كه منتقل مىشد تا به خاتم انبيا برسد ، در جان ديگر انبيا استقامت نمىگرفت و تنها در جان پيامبر استقامت هميشگى گرفت و نبوت را بر او ختم كرد مىگويد : پيش از ظهور حضرت محمد ( ص ) آن تجلى حق كه نورش مىخوانند در پاكان و انبيا درآمد و
--> ( 1 ) . مرآة الافراد ، ص 108 . ( 2 ) . احكام المحبين ، برگ 161 . ( 3 ) . همان . ( 4 ) . همان ، برگ 142 .