پير جمال الدين محمد اردستانى
24
شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى )
او را به توجه به باطن توصيه كرده و از اعتنا به ظواهر دين بازداشته و سفارش كرده كه پيرجمال به اردستان بازگردد و به ديدار و خدمت پيرمرتضى على اردستانى برسد ، پيرجمال در ادامه مىگويد كه به اردستان بازگشته و به جستجوى پيرمرتضى على اردستانى پرداخته است ولى وقتى او را در مسجدى يافته چون به او نيك نگريسته ديده كه او همان جوانى است كه در عرفات ديده و با او به صحبت پرداخته است ، « 1 » از همين زمان است كه به پيرمرتضى ارادت خاصى پيدا مىكند و به خدمت او درمىآيد . جمالى پس از ورود به خدمت پيرمرتضى ، مدتى را مخفيانه در طريقت وى به كسب علم و طى طريقت پرداخته است ، و در همين سالها بوده كه طبق اشاراتى كه به صورت پراكنده در آثارش آورده با آثار عارفان بزرگى چون ابن عربى ، عين القضات همدانى ، سنايى ، عطار ، مولوى ، اوحدى و سعدى ، آشنايى يافته و علاوه بر آنها حتى كتابهايى مثل ، شروح زنجانى و بدون شك عوارف المعارف شهاب الدين عمر سهروردى را نيز بارها مطالعه كرده است ، چرا كه سلسلهء طريقتى كه وى به آن پيوسته از يكى از چهارده شاخهء سلسلهء سهرورديه در ايران بوده است . اما مدتى بعد احوال و عقايد پيرجمال كه در نظر عوام و مردم آن ناحيه ناپسند بوده فاش شده و به همين خاطر وى مجبور به ترك ديار و مسافرتهاى پياپى شده است . « 2 » مشخص نيست اين مسافرتها از كى شروع شده و آيا در آن زمان هم هنوز پيرمرتضى در قيد حيات بوده است يا نه ؟ و اگر زنده بوده ارتباط پيرجمالى با وى تا كى و به چه صورتى ادامه داشته است ؟ تنها چيزى كه در مورد مسافرتهاى او از آثار مختلفش مىتوان فهميد اين است كه بنا بر اشارهاش در تنبيه العارفين در سفرى به اصفهان پيرمرتضى نيز او را همراهى مىكرده است . « 3 » و وى به قبچاق ، خجند ، خراسان ، تبريز ، روم ، حلب ، عراقين ، شيراز ، مهاباد ( سفر مهابادش در 850 ه بوده ) ، « 4 » هند ، چين ،
--> ( 1 ) . معلومات ، كليات ( نسخهء خطّى كتابخانهء ملّى ملك ) ، برگ 272 . ( 2 ) . شرح الكنوز ، ص 130 . ( 3 ) . تنبيه العارفين ، برگ 291 . ( 4 ) . شرح الكنوز ، برگ 272 .