پير جمال الدين محمد اردستانى

23

شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى )

مىكنم با اين خلق و خلق را خبر نيست » « 1 » و در پايان برخى نسخه‌هاى مرآة الافراد تاريخ 866 ه را زمان تأليف نوشته‌اند حدس زده است كه پيرجمال بايد در حدود سالهاى 810 تا 816 ه متولّد شده باشد كه مقارن با سال نهم سلطنت شاهرخ تيمورى است . « 2 » وى در جايى ديگر گفته كه پيرجمال در ده كچويه سنگ واقع در دو فرسنگى اردستان به دنيا آمده است . « 3 » و البته منبعى براى گفته‌اش ذكر نكرده است . از پدران و فرزندان و فرزندزادگان وى هيچ‌گونه اطلاعى در دست نيست و در مورد زندگى و شرح حال خود او هم به جز آنچه در آثار خودش به آنها اشاره كرده است مطلب بيشترى در منابع و تذكره‌ها نمىتوان به دست آورد بنا بر اشاراتش در شرح الكنوز و تنبيه العارفين وى در ابتداى كودكى به آموزش علوم متداول روزگار خود به‌خصوص علوم شرعى در نزد پدرش يا پيرى ناشناس پرداخته و در شش سالگى سفرى به همراه پدرش كه گويا بازرگان بوده ، به حج و تبريز و كرانهء رود ارس داشته است . « 4 » و برطبق اشاراتش در فتح الابواب در همين سفر حج و در همين سن و سال كم در كعبه با پيرى ملاقات كرده كه او را از زيارت و طواف بازداشته ، به مقام خليل ( ع ) برده و حقايقى را برايش روشن كرده است . « 5 » همچنين وى در شرح الكنوز و گفته است كه پس از اين سفر به مسافرتهاى ديگرى قدم نيز گذاشته از جمله دو ماهى به روم و حبش رفته و با صوفيان ملاقاتى داشته و حالات و رسوم آنها را ديده و در تبريز در صف اهل علوم افتاده است . « 6 » جمالى با اين سير و شور حال همراه بوده تا اينكه براساس آنچه در مثنوى « معلومات » آورده در نه سالگى مجددا به فرمان پدر و يا پيرش به سفر حج مىرود و اين‌بار نيز در مقام عرفات ، جوان ناآشنايى او را از زيارت و طواف بازداشته و بعد از اينكه از اصل و نسب او پرسيده

--> ( 1 ) . مرآة الافراد ، ص 155 . ( 2 ) . آتشكدهء اردستان ، بخش 2 ، ص 351 . ( 3 ) . همان ، بخش دوم ، ص 369 . ( 4 ) . شرح الكنوز ، صص 114 و 115 ؛ تنبيه العارفين ، كليات ( نسخهء خطى مجلس شوراى اسلامى ، شمارهء 4276 ) ، برگ 269 . ( 5 ) . فتح الابواب ، كليات ( نسخهء خطّى كتابخانهء ملّى پاريس ) ، ص 528 . ( 6 ) . شرح الكنوز ، صص 114 ، 115 و 116 .