پير جمال الدين محمد اردستانى

102

شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى )

شهيدانه « 1 » شيث آن گرفتار عشق * به جان شد خريدار آثار « 2 » عشق نه نوح از غم عشق تبديل كرد * جهان را بدين رنگ پرنيل كرد 10 خليل اندر آتش چو گل خنده زد * كه عشقش به ساز نوازنده « 3 » زد نه حق پور مريم « 4 » ز عشق آفريد * به يكدم چو آدم ز عشق آفريد نه آن گنج نه تو « 5 » و درّ يتيم * شد از عشق در نور هو مستقيم من اين درّ بىمثل ، گنج « 6 » گران * همان به نيارم « 7 » همى بر زبان كه ديدست در روز شمع طراز * به پروانه گويد بسوز و بساز 15 كه حيفست گفتن به نامحرمان * حكايات جانان و اسرار جان چه شايد صفت كردن شاه دل * كه هر لحظه شق مىكند ماه دل خرد خيره ماند در آن نور فاش * چو « 8 » خورشيد تابان و چشم خفاش فروغ جمال وى و اين عيون * [ تَرَاهُم « 9 » ] بخوان تا كه لَا يُبصرون « 10 » يل نامور شاه خيبرشكن * به بازوى عشق او شكستى وثن 20 ز انوار عشقَست باغ نعيم * هم از نار عشقَست داغ جحيم « 11 » به پيش تو عينست و شينست و قاف * چه گويم چه گويم ز سيمرغ و قاف « 12 » به جان حبيب و به كام رسول * كه بنمود آن شه به قدر عقول احاديث و تنزيل و اقوال پوست * همه بهر آنَست كه يابند دوست چنين گفت آن شه كه مقصود كار * همه دردِ يارَست و گو « 13 » درد يار 25 چو يارم غريبَست و من هم غريب * غريبانه گويم سخن اى اديب

--> ( 1 ) . س : شهيدان . ( 2 ) . ل ، ن ، ك : خريدار بازار . ( 3 ) . ل : به ساز و نوازنده . ( 4 ) . د : [ . . . ] مريم . ( 5 ) . ن و س : نه تو . ( 6 ) . ك : مثل و گنج . ( 7 ) . ج و س : از آن مىنيارم . ( 8 ) . ج و س : چه خورشيد . ( 9 ) . تراهم در اصل ( بدون حركت ) و در « ل » و « م » حركت دارد . ( 10 ) . قسمتى از آيهء وَ تَراهُمْ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ وَ هُمْ لا يُبْصِرُونَ ( اعراف / 198 ) . ( 11 ) . م : هم از داغ عشقست نار جحيم . ( 12 ) . س : سيمرغ قاف . ( 13 ) . ك : يارست گو .