عبد الرحمن جامى
4
مرقع نى نامه جامى ( فارسى )
« جامع ميانهء شوق و معرفت و حقائق و معارف » 2 بود بر آن داشته تا به نگاشتن تفسيرى بر دو بيت آغاز نىنامه كه تبلور معانى و فشرده و چكيدهء معنايى نىنامه و مظهر مثنوى است بپردازد . جامى كه از مشايخ طريقت نقشبندى است در نىنامهء خود در عين حال كه به تقليدى شيوا از سبك سخن مولانا پرداخته ، استغراق نقشبنديانهء او در جهانبينى و عرفان محيى الدين ابن عربى موجب شده تا كلام مولانا را بر وفق مشرب ابن عربى تفسير كند . بدينگونه نىنامه ، علاوه بر آنكه از قديمترين شرحهايى است كه بر اجزاء مثنوى نوشته شده ، از نخستين آثار در تلفيق بين عرفان مولوى و ابن عربى است . در آن زمان چنان كه از نفحات الانس خود جامى و رشحات عين الحياة فخر الدين على صفى همچنين كتاب مقامات جامى نوشتهء عبد الواسع نظامى باخرزى و برخى ديگر از متون تعليمى و نظرى نقشبنديه برمىآيد مشايخ و خواجگان نقشبند در مولوى و ابن عربى هر دو به ديدهء احترام و بزرگداشت مىنگريستهاند 3 و همچنانكه فتوحات و فصوص را جان و دل مىدانستهاند 4 به خواندن مثنوى معنوى و ديوان كبير هم شوق و رغبت بسيار داشتهاند . در نىنامهء جامى هم ، مانند نائيهء مولانا يعقوب چرخى ، شيخ و مرشد جامى ، مبناى تفسير بر تلقّى « نى » به عنوان نماد و نمون روح عارف است . 5 اين برداشت ناشى از مشرب متشرّع خواجگان نقشبند است كه به سماع و ساز و نواز به نظر قبول نمىنگريسته و به قول مشايخ سلسله « اين كار » نمىكرده و « انكار » هم نمىكردهاند . 6 با اين حال ، عبد الغفور لارى مريد و شاگرد خاصّ جامى ضمن بيان ترديد جامى در جواز سماع روايتى شاذّ در تكملهء نفحات الانس ( ص 7 ) از چند نوبت شركت جامى در « سماع دورى » دارد . تفسيرى ديگر كه جامى در اين منظومه از نى نموده بر مبناى نى به عنوان تمثيل قلم است . البته اين تأويل كه خود جامى هم آن را با شايدگويى و لحنى ترديدآميز بيان داشته با انديشه و نگرش مولوى سازگار نيست و قرائن صارفهاى كه در خود مثنوى و ديگر آثار مولانا هست ، همچنين اشارات ربابنامهء سلطان ولد فرزند مولوى كه مبتنى بر يادداشتهها و شنودههاى مستقيم پسر از پدر است و روايات مناقب العارفين شمس الدين احمد افلاكى بر خلاف آمد آن صراحت دارد . 7 بههرحال اينگونه تلقّى از نى به عنوان تمثيل قلم ناشى از حرمت و قداستى است كه خطّ و قلم به عنوان « پرتو آسمانى سير علمزار ايزدى بر نزهتآباد شهرستان وجود » 8 در قرآن مجيد دارد و هم از عهد باستان در انديشه و فرهنگ ايران رسوخ داشته است .