پير جمال الدين محمد اردستانى
408
مرآت الافراد ( فارسى )
كه « العبد يدبّر » مرتضى گفت ، * درونِ مرتضى بىشك خدا گفت . . . ( دو بيت ) ، 358 سرافرازيت بايد در قيامت * مَلامتكش ، مَلامتكش ، ملامت . . . ( سه بيت ) ، 217 روى در آفتاب بايد كرد ، * همچو ذرّه شتاب بايد كرد . . . ( نه بيت ) ، 116 چونكه كردند آشتى شادى و درد * مطربان را تُرك ما بيدار كرد ( فقط يك بيت ) ، 304 عاشق دو سه روزى به صُوَر مىسازد ؛ * چون نيك نگه كنى به معنى تازد . . . ( دو بيت ) ، 243 چشمم نظرى كرد و نظر باز برآمد ، * دل در سر آن شد . . . ( بيست بيت ) ، 82 و ( چهار بيت ) ، 37 اى خُنُك آن كَس كه از خود رسته شد ، * در وجود زندهاى پيوسته شد . . . ( سه بيت ) ، 102 ناريان مَر ناريان را جاذباند * نوريان مر نوريان را طالبند ( فقط يك بيت ) ، 318 چونكه زاغان خيمه بر بهمن زدند ، * بلبلان پنهان شدند و تن زدند ( فقط يك بيت ) ، 183 زُهدِ ظاهر شخص را لَمتُر كند ، * عشق و الفت جان عشق حُر كند . . . ( چهار بيت ) ، 269 چو يأجوج و مأجوج تا چند ، چند * نشسته به دامان سدّ بلند ؟ . . . ( چهارده بيت ) ، 266 آنكه كف را ديد سِرگويان بود * وانكه دريا ديد او حيران بود ( فقط يك بيت ) ، 295 چونكه مؤمن آينه مؤمن بود ، * روى او ز آلودگى ايمن بود ( فقط يك بيت ) ، 300 عشق از اول چرا خونى بود ؟ * تا گريزد آنكه بيرونى بود ( فقط يك بيت ) ، 299 بسيار سالها به سر خاكِ ما رَوَد * كاين آب چشمه آيد و باد صبا رود ( فقط يك بيت ) ، 362 بر سايهبان حُسن عمل اعتماد نيست ؛ * سعدى مگر به سايهء لطفِ خدا رود ( فقط يك بيت ) ، 268