پير جمال الدين محمد اردستانى

407

مرآت الافراد ( فارسى )

زنجير مَحبّت كه دليل دل ماست * آيات الهيست كه در منزل ماست . . . ( دو بيت ) ، 230 بگفت احوال ما برق جهان است * دمى پيدا و ديگر دَم نهان است ( فقط يك بيت ) ، 341 چنان مست و زارم از آن تُرك مست * كه اين نقش و صورت ندانم كه بست . ( فقط يك بيت ) ، 144 بازگو آن قول ، اى قوّالِ مست ، * تا برافشانم به عمر خويش دست . . . ( شش بيت ) ، 240 گرچه قرآن از لَبِ پيغمبرست ، * كه گويد حق نگفت ، او كافرست . ( فقط يك بيت ) ، 32 ، 183 كافر آن نيست كه در پيشِ بُتى سجده كند ، * كافر آنست كه او غافل درويشانست ( فقط يك بيت ) ، 101 اين آيتِ عشقِ صرف در شأن منست * زان‌رو كه طريقِ درد ميدان منست . . . ( دو بيت ) ، 218 دُرد عشقش دَرد و درمان منست * سِرّ دردش نقد هَميان منست . . . ( هفده بيت ) ، 121 نگفتمت كه عراقست و خاك محزونست ؟ * دلى كه حُزن پذيرد قرينِ مجنونست . . . ( دو بيت ) ، 257 از پى هر گريه آخر خنده‌ايست ؛ * مرد آخربين مبارك بنده‌ايست . . . ( فقط يك بيت ) ، 297 در پى هر گريه آخر خنده‌ايست . * مرد آخربين مبارك بنده‌ايست ( چهار بيت ) ، 97 طريق و ملّتِ عاشق به پيش تو بازيست . * بيابيا ، و نكو بين كه جاى جانبازيست . . . ( پنج بيت ) ، 96 حديث عشق ز جادوى دل‌فريبى پرس * كه گوشهء نظر او مقام غمازيست ( فقط يك بيت ) ، 113 ز خود بگذشتن و مُردن بتحقيق * فِعال و كارزار هر كسى نيست ( فقط يك بيت ) ، 267 روز صيد آن سوار ازين نخجير * پُر بيفگند ليك كم برداشت ( فقط يك بيت ) ، 102 آن ابو جهل از محمّد ننگ داشت * وز حسد خود را به بالا مىفراشت . . . ( دو بيت ) ، 296