شاه محمود داعى شيرازى
97
نسايم گلشن ( شرح شرح گلشن راز شيخ محمود شبسترى ) ( فارسى )
شاه داعى الى اللّه گويد من در اين فرمايش به تردد و تفكر درافتادم . چون توجه كردم ، در واقعه ديدم كه مجلسى است از قبيل چهار طاقى و چشمهى صافى روان است و پيرى نشسته و بخيه مىكشد ، و اين پير بايزيد بسطامى است ، و مىگويد اين امر بخيه كشيدن اول از سلطان ابراهيم ادهم بوده ، در دست او پشم بود ، و چون نوبت بما رسيد ، ريسمان شد ، و اكنون كه نوبت به سيد نعمة اللّه رسيده است ، در دست او ابريشم شده است . صباح كه به خدمت شيخ رفتم و صورت واقعه را معروض داشتم ، شيخ مرشد الدين فرمودند : حواله به كرمان است ، و خدمت شاه ماهان 97 » . و بدين ترتيب بود كه شاه داعى به شاه نعمت الله ولى پيوست . رضا قلى خان هدايت در تذكرهى مجمع الفصحاء او را به علم و دانش مىستايد : « از افاضل علماء و حكماى زمان خود بوده است . معاصر جناب شاه نعمت الله كرمانى و اظهار ارادت به خدمتش مىكرده ، و به شيخ ابو اسحاق بهرامى و سيد احمد كبير نيز رسيده ، و حديث از شيخ ابن حجر فرا گرفته . . . در سنهى 869 وفات يافته و زياده از پنجاه و هفت سال عمر كرده . مرقدش در خارج شيراز ، زيارتگاه اهل راز است 98 » . نسايم گلشن يا شرح گلشن راز شاه داعى شيرازى چنان كه خود تأكيد مىكند ، چون فهم برخى از ابيات گلشن راز را براى معاصران خويش مشكل مىبيند دست به تأليف اين كتاب مىزند . شرح او از جمله شروح قديمى گلشن راز است . در اين شرح ، شاه داعى در برخى از موارد به اختلاف نظرهاى خود با شبسترى