شاه محمود داعى شيرازى

90

نسايم گلشن ( شرح شرح گلشن راز شيخ محمود شبسترى ) ( فارسى )

مىجويد كه اين امر نشانگر آشنايى نزديك او با متون عرفانى و شعر صوفيه است . رساله‌ى ديگر شاه داعى ترجمه‌ى اخبار علويه نام دارد . او در آغاز اين رساله قصيده‌اى سروده و در آن نيّت خود را از اين تأليف بيان مىدارد . در اين قصيده مىسرايد : . . . سيد الاولياء علىّ وليست * علم او بيكرانه چون دريا اى طلبكار شهر علم رسول * در آن مرتضى عليست درآ كز سخنهاى اين امام تمام * چل سخن جمع كرده است اينجا راه‌جويى سخن‌شناس عزيز * ترجمه خواسته به نظم از ما نظم دادست ترجمه داعى * بىتكلف اگرچه كرده ادا در واقع چنان كه در اين ابيات مىبينيم عزيزى سخن‌شناس از شاه داعى خواسته است تا چهل جمله از سخنان امام على را به نظم كشد و شاه داعى نيز چنين كرده است . او نخست جمله‌اى عربى از سخنان امام عليه السلام را نقل مىكند و پس از آن به ترجمه و شرحى بسيار مجمل مىپردازد . رساله‌ى ديگر شاه داعى چهار مطلب نام دارد . در اين رساله عارف ما به شرح چهار آيه از قرآن كريم مىپردازد . آياتى كه در اين رساله مورد تفسير قرار مىگيرند آياتى هستند كه تأويلات عرفانى بسيارى درباره‌ى آنها صورت گرفته است . نخست آيه‌ى نور : « اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ » . دوم آيه‌ى : « وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي » . سوم آيه‌ى « نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ » . و آيه‌ى چهارم آيه‌ى 54 سوره‌ى مائده : « يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ » . رساله‌ى درّ البحر شاه داعى شرح و تفسيرى بر يك بيت شيخ فريد الدين عطار نيشابورى است . عطار سروده است : لب دريا همه كفر است و دريا جمله ديندارى * و ليكن گوهر دريا وراى كفر و دين باشد