شاه محمود داعى شيرازى
91
نسايم گلشن ( شرح شرح گلشن راز شيخ محمود شبسترى ) ( فارسى )
شاه داعى با تلقى تأويلى خويش لب دريا را اشاره به طبع آدمى مىداند ، و مراد از دريا را عقل آدمى برمىشمارد . گوهر دريا را نيز كنايتى از رستخيز مىداند كه در آنجا ديگر نه كفر و نه دين محلى از اعراب ندارند . پس از اين شاه داعى هفت احتمال ديگر را نيز در شرح بيت فوق الذكر بيان مىدارد . رسالهى ديگر شيخ عارف رسالهى شجريه است . داعى در آغاز اين نوشتار تأكيد مىكند كه به سال 868 هجرى قمرى و در سن 58 سالگى اين رساله را تأليف كرده است . يعنى در واقع اوّلا كسانى كه سال 867 يا 866 هجرى قمرى را به عنوان سال مرگ او اعلام داشتهاند در اشتباه افتادهاند . ثانيا اين رساله از رسايل مربوط به دورهى پختگى و كماليافتگى عارف شيرازى است . شاه داعى در اين رساله به تأويل باطنى اعداد هفت و نه مىپردازد . رسالهى اسوة الكسوة نوشتارى ديگر از نوشتههاى شاه داعى است كه در آن به موضوع لباس اهل تصوف مىپردازد . رسالهى تحرير معنى وجود چنان كه از نام آن پيداست به مسئلهى هستى از ديد عرفا مىپردازد . نكتهى جالب اين است كه شاه داعى به اشتراك معنوى وجود قايل است و وجود را مساوق ذات خداوند نمىداند . بلكه آن را مشترك ميان واجب و ممكن برمىشمارد . مطلقيّت وجود در واجب تعالى نيز از ديد شاه داعى بدين معنى است كه غير او داراى وجود غير قائم بالذات است . يك نكته در رسايل شاه داعى قابل مطالعه است و آن نوسان ميان وحدت وجود ابن عربى و وحدت شهود علاء الدوله سمنانى است . اگرچه در اكثر مواقع شاه داعى را متمايل به نظريّهى وحدت وجود عرفانى مىبينيم اما گاه نيز بوى وحدت شهود از كلام شيخ شيرازى به مشام مىرسد . رسالهى كشف المراتب نيز بحثى عرفانى است در موضوع نسبت