شاه محمود داعى شيرازى

85

نسايم گلشن ( شرح شرح گلشن راز شيخ محمود شبسترى ) ( فارسى )

پنجاه و پنج رسيده بود ، آنچه در عرض چهل سال تقريبا از مفوّفات باقى مانده به مدد قلم فرزندى ارجمند در طريقت مستقيم رقم مجموعيت يافت ، مشتمل بر سه قسم : 1 ) قدسيات فوائد انجام مذيّل به كتاب مناجات و نعمت و منقبت ، و 2 ) واردات حقايق نظام منضم به او ترجيعات و قصايد و نظم عربى و ملمع و اشعار متنوعهء بديهيه‌ى بىكلفت ، و 3 ) صادرات لطائف فرجام مردّف به شعر شيرازى كه مسمّاست به كان ملاحت ؛ و تسميه‌ى قسم اول به قدسيات از براى آن رفته كه از شوايب طبع و هوس پاك افتاده ، و قسم دوم را واردات از آن جهت گفته كه از پيشگاه معنى بىقصد مطابقه صورت ورود يافته و قسم سوم را به واسطه‌ى صدور از فكر صادرات نام نهاده ، و اگر در عمر امان افتد هرچه سانح شود سخن تازه و فيض مجدد باشد . . . » . شاه داعى در ديباچه‌اى كه بر ديوان خويش نگاشته بر پنجاه و پنج سالگىاش به سال 865 ( ه ق ) تأكيد دارد : « در تاريخ سنه‌ى خمس و ستّين و ثمان مائة كه سن ناظم به پنجاه و پنج رسيده بود . . » . . حال اگر 55 از 865 كسر گردد ، عدد 810 به دست مىآيد كه سال ولادت شاعر است . شاه داعى نخستين منظومه‌ى خويش مثنوى مشاهد را به سال 836 ( ه ق ) در سن بيست و شش سالگى به پايان آورده است . اين مثنوى به تبيين مراحل مختلف سلوك الى الله مىپردازد . ابيات آغازين اين مثنوى بسيار زيباست : بلبل اگر ناله برآرد رواست * خاصه كه از طرف گلستان جداست عاشق بىوايه ندارد نظر * بلبل بىناله ندارد خبر سبزه به تلخى نفسى مىكشد * و ان نفس از به هر كسى مىكشد