شاه محمود داعى شيرازى

86

نسايم گلشن ( شرح شرح گلشن راز شيخ محمود شبسترى ) ( فارسى )

ديده‌ى نرگس به چه حيران فتاد * گرنه به روى گل و ريحان فتاد آب هوا خواه چمن مىرود * باد پى برگ و سمن مىرود شاخ درختان به هوا مايلند * بلكه به اسرار خدا مايلند كودل يك ذره كه بىذوق اوست ؟ * گردن يك ذره كه بىطوق اوست ؟ دود دل بحر كه بالا گرفت * از هوسى راه ثريا گرفت ابر نگريد مگر از شوق او * باغ نخندد مگر از ذوق او چشمه بجوشد چو به ياد آورد * نفحه‌ى آن كوى كه باد آورد از دم او چون خبر آرد بهار * فاخته كوكو زند از شاخسار مشهدهاى طلب ، تجريد ، ذوق ، كشف ، معرفت ، حقيقت و توحيد مشاهدى است كه در طى سلوك الى الله سالك حقيقت بايد از آنها بگذرد . در اينجا نيز مىبينيم كه داعى همچون بسيارى ديگر از عرفا به هفت منزل در سلوك قائل است . مثنوى گنج روان با معرفت ذات بارى آغاز مىشود و پس در معرفت صفات او سخن ادامه مىيابد . مقالت سوم در معرفت اسماى اوست ، و مقالت بعد در معرفت افعال حضرت حق . مقالت پنجم در معرفت علم و دانش است . مقالت ششم در معرفت انسان است و مقالت هفتم در اخلاق انسانى و مقالت بعدى در احوال انسان . مقالت نهم در مقامات انسانى و مقالت دهم در معرفت كمال آدمى است . منظومه‌ى چهل صباح منظومه‌ى ديگر شاه داعى است كه بينداشت مراتب عالم و آدم آغاز مىشود و سپس به مقامات و مراتب سالكان مىپردازد . آنگاه چهل مرحله و منزل از سلوك بيان مىگردد . توبه ، توجه ، طلب ، عزلت ، مراقبه ، همت ، ترك ، فراغت ، قناعت ، قرار ، اخلاص ، توكل ، رضا ، تجريد و فنا از جمله منازلى است كه مورد بحث شاه داعى قرار مىگيرد . مثنوى چهار چمن منظومه‌ى بعدى شاعر عارف است . اين مثنوى