شاه محمود داعى شيرازى

27

نسايم گلشن ( شرح شرح گلشن راز شيخ محمود شبسترى ) ( فارسى )

خواجه عبد الرحيم تبريزى * بس نكو گفت اگر تو نستيزى لفظ قران و صورت انسان * گفت باشند فى المثل زوجان معنى آن و روح اين ز نهفت * باز هستند در حقيقت جفت هر دو را خود حقيقت از ره راز * واحد لا نفرّق آمد باز باز اندر مقابل انسان * هفت بطن است معنى قرآن هر يكى زان بدين قرين آمد * سرّ سبع المثانى اين آمد ظاهر خواجه صورت رحمان * معنىاش كان خلقه القرآن شبسترى به تبعيت از اشعرى صفات را چون ذات قديم مىداند : اين صفتهاى هفت‌گانه كه رفت * دايما ذات را بود هر هفت همه چون ذات وى قديم الذات * متبرى ز كثرت و هيئات باب ثالث در اسماى الهى است . شبسترى در اين بحث از قرآن شواهدى ذكر مىكند كه خالق ، مدام خود را به داشتن اسم ستوده است : نص قرآن به نام خالق ما * وارد است قوله : « له الاسماء » حضرت حق گشوده عزّ و علاه * در قرآن به لفظ بسم الله اسمش اين گنج را كليد آمد * هر چه هستىست زو پديد آمد لفظ الله اسم حضرت ذات * غير از آن جمله اسم‌هاى صفات اسم اعظم به دو سزاوار است * وين‌چنين در صحيح و اخبار است گرنه او نام خويشتن گفتى * كيست آن كس كه اين سخن گفتى عقل را نيست تاب معرفتش * چون نهد نام و كى كند صفتش ؟ شرع بايد كه تا كند تعريف * مذهب راست چيست جز توقيف پس چنان كه مىبينيم ، شبسترى به توقيفيت اسماى الهى معتقد است . يعنى آدمى نمىتواند حق تعالى را نامى از نزد خود دهد ، بلكه او جلّ و علا خود به هر نامى و اسمى كه خواهد خود را مىنامد و بشر در اين جهت بايد تابع خداوند خويش باشد ، و با اسمايى كه خداوند خود را شناسانده است ، او را بخواند .