شاه محمود داعى شيرازى

117

نسايم گلشن ( شرح شرح گلشن راز شيخ محمود شبسترى ) ( فارسى )

تحميد « 1 » در موقف تحيّت ذكر خواجه‌ى عالميان سبب ظهور مظاهر اعيان كه وسيلت « 2 » « الكل فى الكل » است ، مىكنند . ناظم بر همان دستور ، توسل به نعت آن حضرت مىجويد ، و خبر از پايه‌ى جلال و بسط جمال او - صلى الله عليه و آله و سلم « 3 » - باز مىدهد ، و مىفرمايد كه : در اين ره انبيا چون ساربانند * دليل و رهنماى كاروانند وز ايشان سيد ما گشته سالار * هم او اول هم او آخر در اين كار كه امر هدايت است « 4 » از ظلمت كثرت به نور وحدت ، و دعوت از شغل مرتبه‌ى امكان ممكن ، به مشاهده و ملاحظه‌ى پايه‌ى وجوب واجب ، و اول بودنش آن است كه فرمود : « كنت نبيا و آدم بين الماء و الطين » . و آخر بودنش آنكه تعيين ختميّت خويش نمود كه : « و ختم بى النبيّون » . و اگر آنچه حقيقت امر است از اوليّت حضرت پيغمبر به سرّ « اول ما خلق الله نورى » ، كه اشارت فرموده ، در مذاق كسى نشيند « 5 » ، به يقين بداند كه اول تجلى ذات احدى النور كه بعد از مرتبه‌ى اطلاق ملاحظه مىرود ، حقيقت آن حضرت است - صلى الله عليه و آله و سلم « 6 » - و تعيّن نورى او كه تعبير از آن به دايره‌ى ميم احمدى كرده‌اند . و هر آيينه اين نور منبسط و حقيقت جامعه را در ظهور كمالى باشد ، كه پس از او هيچ كمالى ديگر متصور نگردد ، چه مبدأ كمال آخر الآخر جز اول الاول نباشد ، و اگر ظهور اين نور را از اول مبدأ تا آخر منتهى سيرى دورى مفروض افتد ، البته مبدأ در اين دور عين منتهى بود ، و جز اين نتواند بود . چنانچه ناظم فرمود : احد در ميم احمد گشت ظاهر * در اين دور آمد اول عين آخر بر او ختم آمده پايان اين راه * در او منزل شده ادعوا الى الله مقام دلگشايش جمع جمع است * جمال جان‌فزايش شمع جمع است بلى جمع الجمع مقام حضرت محمديست كه حق با همه مىبيند

--> ( 1 ) . پا : تمجيد . ( 2 ) . پا : وسيله . ( 3 ) . پا : عليه و سلم . ( 4 ) . پا : هدايت از . ( 5 ) . دا : بنشيند . ( 6 ) . پا : عليه و سلم .