شاه محمود داعى شيرازى
111
نسايم گلشن ( شرح شرح گلشن راز شيخ محمود شبسترى ) ( فارسى )
جمع نقل و عقل ، و نقد هر دو به محك كشف و معيار ذوق [ است ] و چون اين بغيت حاصل شود ، اعلام از آن جز به عبارتى منثور يا منظوم نمىباشد ، خواه به بيان و توضيح و خواه به رمز و تلويح . بنابراين معنى ، دانايان اين مقصد اقصى و بينايان اين مشهد اعلى كتب به نظم و نثر ساختند ، و حقايق و دقايق در خلال آن بپرداختند . از جمله ايشان طبيب دل درويشان ، شيخ العارفين و افصح الواصفين ، الجامع بين المنقول و المعقول ، حايز « 1 » اسرار السلوك و الوصول ؛ صاحب كشف و الهام ، انسان تمام ، ناطقة الرجال ، مصدوقهء وجد و حال ، ماه برج هدايت و رهبرى « 2 » ، مولانا سعد الدين محمود شبسترى « 3 » - اسكنه الله تعالى مقعد « 4 » الصدق و اليقين ، كما وعده لعباده « 5 » المتقين - نظمى آراسته و آن را گلشن راز نام نهاده ؛ در صورت ، رشك باغ ارم ؛ و از روى معنى ، چنان سخنى در عالم ، كم ! اينقدر هست كه بعض ابواب آن كلمات را مستند بر طورى وراى عقل داشته ، و تا به ذايقهى عشق از آن نچشند ، و به حوصلهى كشف از آن نكشند ، از مطاوى آن كما ينبغى محظوظ نتوان شدن . و مع ذلك از اطلاع بر وضع الفاظ آن نيز ناگزير باشد . از جهت تسهيل طالبان ، احقر بندگان داعى مسكين - حقق الله آماله - به دستيارى نسيم توفيق ، پرده از سر غنچههاى گلستان بيانش كشيده ، و مراد ناظم باز نپوشيده ، تا اگر به ميزان ديندارى راست باشد ، اهل حق « 6 » آن را مقبول گويند ، و اگر مطابق صواب نيفتد ، از آن تحاشى جويند ، و در وجهى ديگر كه مفهوم نشود و ملخّص نگردد ، راه توقف در آن مرعى دارند . و ببايد دانست كه چون ناظم ميان تصوف و كلام و حكمت ، طورى اختيار كرده و اختلاف بسيار در طرق ثلاثه هست به هرچه ترجمه رود اتفاق بر آن بود ، اما مترجم از سياق آنچه فهم مىكند كه مراد صاحب
--> ( 1 ) . بددا : جامع . ( 2 ) . پا : وجد و حال مولانا . ( 3 ) . پا : جبسترى . ( 4 ) . پا : مقصد . ( 5 ) . دا : العباد . ( 6 ) . پا : باشد . . . حق .