شاه محمود داعى شيرازى

112

نسايم گلشن ( شرح شرح گلشن راز شيخ محمود شبسترى ) ( فارسى )

كتاب است ، سخن به حد تقرير مىرساند و چون از مهبّ عنايت الهى ، نسايم امكان اين تحرير ، وزيدن گرفت ، آنچه نوشته مىشود ، به نسايم گلشن موسوم مىگرداند . « وَ اللَّهُ يَقُولُ الْحَقَّ وَ هُوَ يَهْدِي السَّبِيلَ » . [ شرح ابيات نخستين ] بنام آنكه جان را فكرت آموخت * چراغ دل به نور « 1 » جان برافروخت اول تبرك به نام ملك علّام جست ، و چون سالكان اين راه پيش « 2 » از جذبه و كشف به فكر و عقل مىروند ، بنياد بر فكر « 3 » نهاد ، و استناد آن هم به تلقين عنايت الهى كرد ؛ و جان كه مدبّر بدن انسان است ، و حكما آن را « روان دريابنده » خوانند ، به تلقى آن مخصوص گردانيد ، و دل صنوبرى شكل ، محل « 4 » تدبير و تصرف او دانست . چنانچه فرمود ( بيت « 5 » ) : ز فضلش هر دو عالم گشت روشن * ز فيضش خاك آدم گشت گلشن هر دو عالم غيب و شهادت از جود بىعلت پيداست ، و لهذا نسبت ظهور آن به توسط فضل كرد ، و وجود نشئه‌ى خاك آدم را كه به مزيد آن جود حاصل است ، نسبت به ميانجى فيض كرد ، چه آب « 6 » عنايت در مرز او به سر آمده است ، و صد هزار گل رنگارنگ لطائف الهى ، در او رسته . بيت : توانايى كه در يك طرفة العين * ز كاف و نون ، پديد « 7 » آورد كونين به كاف و نون عالم امر الهى مىخواهد كه تعبير از او با صيغه‌ى « كن » مىكند از براى تفهيم . و حاصل آن نزد ناظم ، تجدد ظهور وجود است در هر آنى ، بىتوقف بر مادّه و مدّت ، در صور اعتبارى مادّت و مدّت ، اگر احتياج به اعتبار مادّت و مدت افتد . و ازين تجدّد مراد « 8 » چون زمانى نيست ، در هر طرف از زمان كه آنش خوانند ، دو كون متصور بود كه يكى رفته باشد و يكى آمده ، و هيچ كدام از غايت سرعت در زمان واقع نشده ، الا در « آن » كه به واسطه‌ى كوتاهى ، تفسير از آن به طرفة العين كرده است :

--> ( 1 ) . نو : ز نور . ( 2 ) . پا : بيش . ( 3 ) . پا : به فكر . ( 4 ) . پا : صنوبرى محل . ( 5 ) . دا : دانست . بيت : ( 6 ) . پا : آن . ( 7 ) . پا : بديد . ( 8 ) . پا : تجدد چون .