شاه محمود داعى شيرازى
11
نسايم گلشن ( شرح شرح گلشن راز شيخ محمود شبسترى ) ( فارسى )
در آذربايجان آن زمان مىپردازد . بزرگانى همچون « بابا حسن سرخابى » ، « بابا فرج تبريزى » ، « خواجه محمد كججانى » ، « خواجه عبد الرحيم تبريزى » و « خواجه صاين الدين تبريزى » كه همه از اوليا و دراويش عالىمقدار روزگار خويش بودهاند . در سعادتنامه چنين مىسرايد : شيخ و استاد من امين الدين * دادى الحق جوابهاى چنين من نديدم دگر چنان استاد * كآفرين بر روان پاكش باد اما اينكه اين شيخ امين الدين كيست ، چندان روشن نيست . در روضات الجنان 4 از مولانا شيخ امين الدين باله نامى به ميان است ، از شاگردان مولانا بابا حسن بلغارى كه از حكيمان و عارفان همعصر شبسترى در شهر تبريز بوده است . اين امين الدين بنا به روايت خود شبسترى از كسانى بوده كه با افكار محيى الدين ابن عربى و حوزهى عرفانى او به خوبى آشنايى داشته است . شبسترى مسائل و مشكلات خود در اين حوزهها را با اين استاد در ميان مىگذاشته و از او پاسخ مىطلبيده است . حافظ حسين ابن كربلايى ( متوفى 997 ه ق ) دربارهى استاد و پير شبسترى يعنى مولانا بهاء الدين يعقوب كه آرامگاه او در كنار مزار شيخ محمود است مىنويسد : « در بالاى سر حضرت شيخ سعد الدين محمود [ شبسترى ] مرقد و مزار بزرگى است مولانا بهاء الدين ( رحمه الله ) نام او . چنين گويند [ كه ] وى نيز استاد شيخ [ محمود شبسترى ] بوده ، و باهم به زيارت بيت الله الحرام رفتهاند . و چنين مشهور است كه حضرت مولانا سعد الدين محمود خود وصيت فرمودهاند كه مرا [ در پيش ] پاى حضرت شيخ بهاء الدين ( رحمه الله ) بگذاريد . وفات مولانا بهاء الدين در شهور سنه سبع و ثلاثين و سبع مائة ( 737 ه ق ) واقع شده است » . 5