شاه محمود داعى شيرازى
12
نسايم گلشن ( شرح شرح گلشن راز شيخ محمود شبسترى ) ( فارسى )
صاحب روضات الجنان داستانى نقل مىكند كه تاريخ دقيق وفات شيخ شبسترى را مشخص مىدارد ، اما اينكه چه مقدار مىتوان سخن او را مستند تلقى كرد و آن را پذيرفت ، بحث ديگرى است . ابن كربلايى نويسندهى اين كتاب در آنجا كه راجع به درگذشت شيخ بابا ابى شبسترى قلمفرسايى مىكند ، مىنويسد : « وى از اكابر اوليا بوده ، و مردم آنجاها را اعتقاد تمام نسبت به وى بوده - و هست - مشار اليه با صاحب گلشن راز معاصر بوده و شايد كه به حكم بشريت ميانهى ايشان نقارى بوده باشد . چنين مشهور است كه در مرض موت حضرت مولانا سعد الدين محمود - رحمه الله - جناب بابا ابى به عيادت ايشان آمده . وقتى كه بيرون رفته از منزل مولاناى مشار اليه ، در آن منزل را بهم كرده و بيرون رفته . حضرت مولانا فرمودهاند كه بابا ابى در را بهم كرد ، اشاره به اين نمود كه در خانهى من بسته ماند ؛ فرزند صورى يا معنوى نيست كه بعد از اين كسى جادار باشد . حال آنكه وى را نيز اين صورت دست خواهد داد و اين واقع روى خواهد نمود ، و در اين [ چنين ] روزى بهم خواهيم پيوست . در همان سال بلكه در همان ماه بابا ابى وفات مىنمايد . توفى بابا ابى يوم الخمسين سابع عشر شهر ربيع الاول سنه اربعين و سبع مائة 6 ( 740 ه ق . ) » . اگر اين تاريخ را درست بينگاريم ، شيخ در هنگام وفات پنجاه و دو يا پنجاه و سه سال داشته است . اما اولا نويسندهى كتاب اين داستان را از مشهورات مىداند . و ثانيا گفتههاى او نه تنها از سوى ديگران تاييد نمىشود ، بلكه با ديگر اقوال اختلاف شديد دارد . ثالثا اكثر شرححالنويسان درگذشت شيخ را در جوانى ذكر كردهاند . به هر روى اين نكته نيز همچون نكات فراوان ديگر از تاريخ فرهنگ اين سرزمين در ابهام مىماند ، تا شايد روزى اسنادى تازهياب پرده از روى اين معمّا بردارد .