شاه محمود داعى شيرازى

10

نسايم گلشن ( شرح شرح گلشن راز شيخ محمود شبسترى ) ( فارسى )

او نقش داشته‌اند . فراموش نكنيم كه شمس تبريزى مرشد روحانى مولوى نيز اندكى پيشتر در همين ناحيه مىزيسته است . شبسترى در زمان گيخاتو به دنيا آمده و در زمان الجايتو و سلطان ابو سعيد از شهرتى بسزا در ميان عارفان و متصوفان برخوردار بوده است . شهرت او از مرزهاى آذربايجان گذشته و به عراق و هرات رسيده بوده است . شبسترى خود نيز در سن سى و سه سالگى در سال 720 هجرى قمرى يعنى سه سال پس از سرودن منظومه‌ى گلشن راز به لقاى ايزدى شتافته است . مرحوم ميرزا محمد على تربيت در كتاب دانشمندان آذربايجان مىنويسد : « قطب المحققين سعد الدين حضرت شيخ محمود بن عبد الكريم بن يحيى الشبسترى . . . در عهد سلطان محمد خدابنده و ابو سعيد بهادر خان در شهر تبريز مرجع علماء و فضلاء بوده است » . 2 حاجى زين العابدين شيروانى با واسطه نقل مىكند كه : « شبسترى وقتى كه به كرمان رفته بود ، همسرى برگزيد و از او صاحب پسرى شد و از فرزندان آن پسر اكنون در كرمان محترمين هستند و به حال و كمال مشهورند » . 3 خود شيخ شبسترى نيز به مسافرت‌هاى خويش اشاراتى دارد . شبسترى در سعادت‌نامه مىسرايد : مدتى من ز عمر خويش مديد * صرف كردم به دانش توحيد در سفرها چه مصر و شام و حجاز * كردم اى دوست روز و شب تك‌وتاز سال و مه همچو دهر مىگشتم * ده و ده ، شهر و شهر مىگشتم علما و مشايخ اين فن * بس كه ديدم به هر نواحى من جمع كردم بسى كلام عجيب * كردم آنگه مصنفات غريب از فتوحات و از فصوص حكم * هيچ نگذاشتم نه بيش و نه كم آنگاه به نقل و ذكر احوال و اقوال چند تن از اساتيد و مشايخ خويش